خانه / بیابان وکویر / بزرگترین بیابان زایی قرن ۲۱در شمال غرب کشور
بزرگترین بیابان زایی قرن ۲۱در شمال غرب کشور

بزرگترین بیابان زایی قرن ۲۱در شمال غرب کشور

بزرگ‌ترین بیابان‌زایی قرن ۲۱ درشمال‌غرب ایران

وضعیت دریاچه ارومیه در حالی بحرانی تر می شود که در مورد ابعاد این بحران زیست محیطی توسط نخبگان و دانشگاهیان هشدارهای زیادی داده شده است ولی باوجود همه این تاکیدات و نگرانی ها بسیاری از سازمان هایی که مسئولیت رسیدگی به وضعیت این دریاچه را دارند دچار روزمرگی شده اند و با تشکیل جلسات و همایش های بی نتیجه وقت را هدر می دهند.
مرداد ماه گذشته طرح ۲ فوریتی انتقال آب به دریاچه ارومیه برای محافظت از آن بالاخره پس از هفته‌ها انتظار در دستور کار جلسه علنی‌ مجلس قرار گرفت اما نمایندگان به ۲ فوریت این طرح رای ندادند. ظاهرا نگاه مخالفان یک نگاه ملی نیست. آن ها کاملا منطقه ای به این فاجعه نگاه می کنند و معتقدند در شهرها و استان های آن ها هم مشکلات زیادی وجود دارد و این هم یکی مثل آن ها. به هرحال آن چه مسلم است این که بزرگ ترین رخداد بیابان زایی جهان در قرن بیست و یکم در شمال غرب ایران در حال رقم خوردن است.

استانداران از سهم خود در تامین حق آبه دریاچه ارومیه تمکین نمی کنند

وقتی پسروی فزاینده و هر روزه آب سرخ دریاچه ارومیه را می بینی این جمله برخی مسئولان و جملاتی شبیه به این برایت جنبه شوخی پیدا می کند:” دولت مصمم به رفع بحران دریاچه ارومیه است”.

کارشناسان وضعیت دریاچه ارومیه را در سال ۹۰ بحرانی ارزیابی کرده اند و احتمال خطر بروز سونامی نمک را پیش بینی می کنند و این درحالی است که دریاچه ارومیه همچنان گرفتار جلسات غیر تخصصی است و در خوش بینانه ترین حالت ۶۵ درصد آن به کویر نمک تبدیل شده است.

وضعیت دریاچه ارومیه در حالی بحرانی تر می شود که در مورد ابعاد این بحران زیست محیطی توسط نخبگان، دانشگاهیان و علما هشدارهای زیادی داده شده است. ولی باوجود همه این تاکیدها و نگرانی ها بسیاری از سازمان هایی که مسئولیت رسیدگی به وضعیت این دریاچه را دارند دچار روزمرگی شده اند و با تشکیل جلسات و همایش های بی نتیجه وقت را هدر می دهند.

سازمان های متعددی طی سال های گذشته قول اقدامات سریع از جمله آب رسانی ،اصلاح الگوی کشت، بارور سازی ابرها و ….را داده اند اما بررسی شرایط نشان می دهد که برخی از این اقدامات حتی شروع هم نشده است!

خشک شدن این دریاچه بر روی زندگی روز مره ساکنان مناطق غربی کشور تاثیر مستقیم دارد و در صورت ادامه یافتن شرایط فعلی بدون شک شاهد سونامی نمک، خشک شدن مناطق کشاورزی، شیوع بیماری های مختلف در این منطقه خواهیم بود.

وضعیت دریاچه در حال حاضر

به گفته کارشناسان خشکی دریاچه ارومیه تا پایان شهریور ماه امسال به ۶۵ درصد رسید. این دریاچه در قسمت های جنوبی تا ۱۰ کیلومتر پسروی کرده است ولی در شمال دریاچه پسروی کمتری نسبت به جنوب آن وجود دارد.

با ادامه روند کنونی پسروی دریاچه ارومیه سطح خشکی این دریاچه در پاییز امسال به ۶۰ درصد رسید که ۳ هزار و ۴۲۰ کیلومتر مربع از مساحت دریاچه ارومیه را شامل می شود .

با ادامه روند تبخیر آب تا پایان پاییز تراز دریاچه ارومیه به هزار و ۲۷۱ سانتی متر خواهد رسید که پایین ترین حد خود در صد سال گذشته است .

خشک شدن دریاچه ارومیه پیامدهای ناگواری خواهد داشت ، از بین رفتن پلاژ ها و مجتمع های گردشگری و کاهش گردشگری در حوضه دریاچه ،کاهش سطح آب های زیر زمینی به سبب نبود بارندگی های مناسب و تغذیه نشدن سفره های زیر زمینی در سال های اخیر و به خطر افتادن فعالیت های کشاورزی در اطراف این حوضه آبی از جمله آن هاست.

انتقال ذرات حاصل از خشک شدن دریاچه ارومیه ضمن تاثیر گذاری بر حاصلخیزی زمین های کشاورزی بر دستگاه تنفسی مردم نیز آثار منفی خواهد گذاشت.

کارشناسان پیش بینی می کنند با خشک شدن دریاچه ارومیه تا چندسال آینده میلیاردها تن نمک برجای بماند.

مخالفت با ۲ فوریت طرح

مرداد ماه گذشته طرح ۲ فوریتی انتقال آب به دریاچه ارومیه برای محافظت از آن بالاخره پس از هفته‌ها انتظار در دستور کار جلسه علنی‌ مجلس قرار گرفت و اگر چه طراحان هشدار می‌دادند که در صورت بی توجهی به وضعیت وخیم دریاچه ارومیه، این دریاچه تا ۲ سال دیگر خشک می‌شود و بیم باران های نمکی می‌رود اما نمایندگان به ۲ فوریت این طرح رای ندادند.

برای دانستن دلیل مخالفت برخی نمایندگان با ۲ فوریت این طرح سعی می کنم با چند تن از مخالفان صحبت کنم ولی اغلب آن ها حاضر به مصاحبه نیستند. فقط یکی از نمایندگان اردبیل که نمی خواهد نامش ذکر شود می گوید: نمایندگان مجلس به طرح ۲ فوریت انتقال آب مخالفت کردند نه با کار کار‌شناسی.

از وی می خواهم بیشتر توضیح دهد: مسلم است که این معضل باید رفع و راهکارهای اجرایی و کار‌شناسانه توسط سازمان آب منطقه‌ای و وزارت نیرو ارائه شود و به صورت عادلانه اجرا شود مثلا نمی‌شود آب را حوضه به حوضه انتقال داد، چون هم غیر اقتصادی است و هم غیر کار‌شناسانه. مثلا پمپاژ آب برای شرب از حوضه‌ای به حوضه دیگر هم به صرفه نخواهد بود. به طور مثال انتقال آب از خزر یا ارس غیر کار‌شناسی است.

اگر بخواهند آب ارس را انتقال دهند، تکلیف زمین‌های کشاورزی منطقه دشت مغان چه می‌شود؟ بنابراین برای نجات دریاچه ارومیه باید به دنبال طرح ‌های کار‌شناسی صحیح بود.

وی در نهایت یک پیشنهاد جالب نیز ارائه می دهد: دریاچه ارومیه باید کوچک شود و اراضی باقی مانده به زمین کشاورزی و جنگل تبدیل شود.ولی در باره این پیشنهادش ترجیح می دهم هیچ سئوالی نپرسم.

به سراغ پیشنهاد دهنده طرح ۲ فوریتی نجات دریاچه ارومیه می روم شاید او بتواند در باره مخالفت برخی نمایندگان با ۲ فوریت طرح اش توضیح دهد.

“نادر قاضی پور” نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی در این مورد می گوید: در شانزدهم فروردین ماه سال جاری در نطق میان دستورم در این باره هشدار دادم. پنجم مرداد ماه نیز این کار را تکرار کردم و گفتم که فاجعه ای در راه است ولی گوش کسی بدهکار نبود تا آن که یک طرح دو فوریتی با ۶۲ امضا تهیه و آن را تقدیم کردم که در ۲۵ مرداد ماه سال جاری در صحن علنی قرائت شد ولی رای نیاورد.

وی در بیان دلیل رای نیاوردن ۲ فوریت این طرح می گوید: نگاه مخالفان یک نگاه ملی نیست. آن ها کاملا منطقه ای به این فاجعه نگاه می کنند و معتقدند در شهرها و استان های آن ها هم مشکلات زیادی وجود دارد و این هم یکی مثل آن ها. متاسفانه نمی توان این نگاه بخشی را به نگاه ملی تبدیل کرد. پس از آن اعتراض ها در آذربایجان غربی شروع شد که ما از مردم خواستیم اجازه دهند کار از مجاری قانونی پی گیری شود.

نماینده ارومیه اضافه می کند: به ناچار طرح یک فوریتی دیگری آماده کرده ام با ۱۶۲ امضا که امیدوارم رای بیاورد ولی نگرانم تا مطرح شدن آن در صحن علنی دیر شده باشد.

حال آیا مجلس یا دولت طرح یا لایحه دیگری برای نجات دریاچه ندارند؟ “قاضی پور می گوید: رئیس مجلس ترتیب جلسه ای را داد با حضور معاون اول رئیس سازمان محیط زیست وزیر نیرو و چند تن از مسئولان دیگر ولی در آن جلسه راه کارهایی مطرح شد که عملی نیست. از جمله آوردن آب از پیرانشهر که حداقل ۸۵۰ میلیارد تومان اعتبار می خواهد و ۶ سال زمان. تازه آورده آب آن هم فقط ۶۵۰ میلیون متر مکعب است.

از او می پرسم پس چه طرحی را پیشنهاد می دهید؟ “قاضی پور” می گوید: انتقال آب از دریاچه سد ارس به دریاچه ارومیه عملی است. این مسیر ۱۱۷ کیلومتر است و همه تونل انتقال آب از روی زمین می گذرد. در طول مسیر به ۵ بار پمپ شدن نیاز دارد و ظرف مدت یک سال و نیم قابل اجراست. با اجرای این طرح یک میلیارد و ۷۰ میلیون متر مکعب آب به دریاچه ارومیه می رسد. مشروط بر این که دولت واقعا بخواهد.

پس بارندگی ها چه؟

در مواردی از این قبیل وقتی امید مردم از مدیریت مدیران به نا امیدی تبدیل می شود نگاه ها به آسمان معطوف می شود. ولی آیا بارندگی های اخیر باعث بهبود وضعیت این دریاچه نشد؟

هرچند در هفته های اخیر و پس از بارندگی های پیاپی در اقصی نقاط کشور رئیس سازمان محیط زیست از توقف روند خشک شدن دریاچه ارومیه خبر داد اما برخی مسئولان و کارشناسان بر این باورند بحران این دریاچه هنوز رفع نشده و بارندگی ها نباید باعث غفلت مسئولان شود. آن ها هشدار داده اند که بارندگی ها نباید موجب شود مسئولان گمان کنند دریاچه ارومیه نجات پیدا کرده است چون مشکل اصلی دریاچه ارومیه، بارندگی نیست، بلکه تبخیر آب و نرسیدن آب از حوضه آبریز است.

وقتی از “محمد درویش” کارشناس ارشد موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور نیز در این باره می پرسم در پاسخ می گوید: بر خلاف اعلام مسئولاناوضاع اصلا بهتر نشده بلکه حتی در این مقطع سال نسبت به مدت مشابه سال گذشته شوره زارها ۱۰۰۰ کیلومتر مربع افزایش یافته است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی نیزدر این باره می گوید: آمار ارائه شده مبنی بر افزایش ۲۰ سانتی متری سطح آب دریاچه ارومیه بر اثر بارش های اخیر غیر واقعی است، بر اساس بررسی های انجام شده، ارتفاع آب دریاچه تنها ۴ سانتی متر افزایش داشته است.

“عباس نژاد” اضافه می کند: افزایش آب در شروع فصل آب گیری دریاچه ارومیه که از مهرماه تا خردادماه ادامه دارد موضوعی طبیعی است که هر سال شاهد آن هستیم.

تصمیم ها و اقدامات دولت

در چنین شرایطی مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی می گوید: دولت و مسئولان استان مصمم به رفع بحران دریاچه ارومیه هستند و برای این منظور اعتباراتی تصویب شده و طرح هایی نیز در دست اقدام است.

“حسن عباس نژاد” با اشاره به راهکارها و طرح های موجود برای رفع بحران کم آبی دریاچه ارومیه می گوید: ۳ استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان متعهد به تامین آب به میزان ۱/۳ میلیارد مترمکعب از سال ۱۳۹۰ شده اند. وی توضیح می دهد: آبگیری سدها به صورت برنامه ریزی شده به اندازه مصرف سالانه، تخصیص حق آبه از طرف سازمان آب و هدایت آب های مذکور به دریاچه ارومیه، اجرای طرح های تبدیل آبیاری سنتی به سیستم آبیاری جدید، طرح انتقال آب از رودخانه های استان های همجوار و بارور کردن ابرها از برنامه ها و طرح های در دست مطالعه و اجراست.

“عباس نژاد” می گوید: اصلاح سیستم آبیاری در بخش کشاورزی و جلوگیری از مصرف بیشتر آب سفره های زیرزمینی اطراف دریاچه توسط بخش کشاورزی از برنامه های جهاد کشاورزی در این راستاست.

وی تاکید می کند: همکاری همه بخش ها و نهادهای مسئول و مسئولان استان های حوضه آبریز دریاچه ارومیه برای رفع مشکل کم آبی ضروری است. ولی با وجود اراده جمعی برای رفع بحران کم آبی در دریاچه ارومیه، مشکلات در محیط آبی دریاچه ارومیه همچنان باقی است.

تاکید آخر مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در مورد همکاری همه بخش ها را به خاطر داشته باشید تا کمی جلوترببینیم این همکاری در چه حد است.

مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران نیزاز طرح راهکارها و سناریوهای مختلف در دولت برای رفع مشکل دریاچه ارومیه خبر می دهد و به جام جم آنلاین می گوید: تاکنون روش‌های تغییر الگوی مصرف و شیوه آبیاری، باروری ابرها، تامین آب از سایر حوضه‌ها و مدیریت مصرف بخش کشاورزی مطرح و بررسی شده است.

“محمد حاج‌رسولی‌ها” از تشکیل کارگروه ویژه رفع مشکل دریاچه ارومیه در دولت خبر می دهد و اضافه می کند: مجری پیش‌بینی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در زمینه رفع مشکل خشکی دریاچه ارومیه وزارت نیرو است و کار گروه آن راهکارهای متفاوتی برای رفع مشکل دریاچه ارومیه اندیشیده است.

وی یکی از این راهکارها را تامین آب از سایر حوضه‌ها اعلام می کند و می گوید: یکی دیگر از روش‌های بررسی شده در کارگروه دولت باروری ابرهاست که تلاش می‌شود از طریق این روش بتوان به نتایجی دست یافت.

معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا نیز به تازگی از توقف حدود ۳۰ طرح مطالعاتی در حوضه دریاچه ارومیه به منظور کمک به رفع مشکل خشکی این دریاچه خبر داد و گفت: طرح انتقال آب از سایر حوضه ها در دست مطالعه است.

“محمدرضا عطارزاده” در گفت وگو با مهر از توقف طرح های مطالعاتی حوضه دریاچه ارومیه برای رفع مشکل خشکی این دریاچه خبر می دهد و می گوید : یکی از مواردی که در حاشیه دریاچه ارومیه در مورد آن بحث می شود اثر ۵ تا ۶ درصدی سدهای حوضه دریاچه ارومیه است.

معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، اظهار می دارد: برای این که ذهن ها متوجه مسائل اساسی تری شود با هماهنگی صورت گرفته پیش بینی شد طرح های مطالعاتی در زمینه آب و سدسازی در حوضه دریاچه متوقف شود.

این مقام مسئول در وزارت نیرو، تاکید می کند: در این مورد فعلا طرح های مطالعاتی در حوضه دریاچه ارومیه متوقف شده است که البته این توقف مربوط به طرح های در دست ساخت نمی شود.

وی اظهار نظر قابل تاملی نیز می کند: ما معتقد نیستیم که سد سازی در حوضه دریاچه ارومیه توانسته باشد اثر زیادی روی وقوع خشکی در این دریاچه گذاشته باشد چرا که ۷۰ درصد تاثیرات خشکسالی مربوط به خشکسالی است و حدود ۲۳ درصد هم مربوط به برداشت آب از منابع زیرزمینی که باید در این زمینه ها اقدامات موثری صورت گیرد.

وی تصریح می کند: هم اکنون برخی طرح های مطالعاتی دیگر نیز برای خروج دریاچه ارومیه از بحران پیش بینی شده است که می توان به بررسی امکان انتقال آب از سایر حوضه ها به دریاچه ارومیه اشاره کرد.

به گفته “عطارزاده” علاوه بر موارد یاد شده چندین طرح مطالعاتی دیگر نیز در حال انجام است که در صورت دست یابی به نتایج قابل اجرا اعلام می شود.

پیش تر “مجید نامجو” وزیر نیرو گفته بود که کارگروهی در دولت برای پی گیری و رفع مشکل دریاچه ارومیه تشکیل شده و در این زمینه ها اقداماتی در دست انجام است.

کدام هماهنگی؟ کدام همکاری؟

آن جا که مسئولان از همدلی و هماهنگی بین دستگاه ها گفتند خواستم این جملات را به خاطر داشته باشید تا با یک فعال محیط زیست که در بیشتر جلسات به عنوان صاحب نظر حضور دارد و در جریان ریز مسائل است در این مورد به گفت وگو بنشینم.

ابتدا این اظهار نظر معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا در مورد تاثیر ۵ تا ۶ درصدی سدها بر خشک شدن دریاچه ارومیه را با وی در میان می گذارم. “محمد درویش” کارشناس ارشد موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور در این باره می گوید: همین که مسئولان وزارت نیرو طرح های تحقیقاتی خود را متوقف کرده اند به این معنی است که سهم سدها و سدسازی در خشک شدن دریاچه ارومیه بسیار بیش از این هاست.

وی اضافه می کند: در حالی که مسئولان آذربایجان غربی در سال ۱۳۸۷ اعلام کردند که کل حجم آب پشت سدهای این حوضه ۶۵۰ میلیون متر مکعب است در منابع علمی و حتی سایت خود وزارت نیرو این رقم ۳ میلیارد مترمکعب ذکر شده است. تازه این آمار ۳ سال پیش می باشد که از آن زمان تا کنون چند سد دیگر نیز اضافه شده است.

وی ادامه می دهد: دلیل دیگری که به نظر من این آمار و ارقام بی اعتبار است آن که طی این مدت حتی آمارهایی که وزیر نیرو و معاونانش اعلام می کنند تناقض و تفاوت دارد. طبق اعلام آن ها سهم خشکسالی از ۹۵ تا ۶۵ درصد است که این اختلاف نظر ۳۰ درصدی خیلی جای تامل دارد. جالب آن که مسئولان دستگاه های ذیربط دیگر از جمله محیط زیست و جهاد کشاورزی نیز هر کدام آمارهای خود را ارائه می دهند و طبیعی است که این آمار به گونه ای است که توپ از میدان آن ها بیرون انداخته شود و در این پاس کاری ها دریاچه در حال نابودی است.

و آن قضیه جلسه مشترک و تفاهم و حق آبه هر استان چه؟ “محمد درویش” در این باره نیز می گوید: در سال ۱۳۸۷ یک قطعنامه کاری برای نجات دریاچه ارومیه به امضا رسید بین استانداران استان های هم جوار وتاثیر گذار و وزیر و مسئولان وزارت نیرو و دیگر مسئولان مربوطه مبنی بر این که حق آبه دریاچه ارومیه به طور دقیق مشخص و سهم هر یک از استان ها در تامین این حق آبه تعیین شود.

وی اضافه می کند: کارشناسان خبره داخلی و خارجی پس از تحقیقات خوبی سهم هر استان را به این شرح اعلام کردند. کل حق آبه این دریاچه ۱/۳ میلیارد متر مکعب تعیین شد که از این میزان آذربایجان غربی باید ۸/۱ میلیارد متر مکعب آذربایجان شرقی ۳۰۰ میلیون متر مکعب و کردستان ۹۰۰ میلیون متر مکعب را تامین کنند. اما چه شد؟

“درویش” خود به این سئوال پاسخ می دهد: در طول این ۳ سال استانداران این ۳ استان به اعتراض برخاستند و هر یک با عنوان کردن این که سهم آن ها زیاد و غیر کارشناسی است از هر گونه اقدامی در این مورد طفره رفتند و وزیر نیرو و مسئولان ارشد دولتی هم در قبال این نافرمانی و کارشکنی هیچ واکنشی نشان ندادند.

از وی می پرسم اکنون اوضاع در چه حال است؟”درویش” می گوید: پایداری اکولوژیکی شمال غرب و حتی کل کشور در حال از بین رفتن است. بزرگ ترین رخداد بیابان زایی جهان در قرن بیست و یکم در شمال غرب ایران رقم می خورد و آقایان به جای منافع ملی به دنبال منافع بخشی هستند. طی ۱۰ سال گذشته ۴۰۰ هزار هکتار بیابان و شوره زار در این منطقه تولید شده و مسئولان هنوز به جای مدیریت صحیح تنها چشم امید به آسمان دوخته اند.

وی یادآوری می کند که در قرن بیستم یک چنین بیابان زایی در صحرای آفریقا روی داد که فجایع بزرگی در پی داشت از جمله قحطی و مهاجرت عظیم مردم.

از وی می پرسم راهکار کوتاه مدت و بلند مدت جلوگیری از این فاجعه چیست؟ می گوید: تنها راه نجات دریاچه ارومیه عمل به نتایج تحقیقات کارگروه سال ۱۳۸۷ است و هر یک از استان ها باید سهم خود را تامین کنند و این کار با توجه به حجم عظیم آب پشت سدها( که مسئولان سعی در مخفی کردن آن داشتند ولی کارشناسان به خوبی متوجه آن شدند) شدنی است اگر منافع ملی را بر منافع بخشی ارجح بدانیم.

وقتی از کنار کویر نمک به جای مانده از دریاچه ارومیه می گذرم از دور نمای میان گذر دریاچه خودنمایی می کند. ای کاش مسئولان به جای هزینه کردی این چنینی برای احداث چنین میان گذری چند وقتی دندان روی جگر می گذاشتند و اکنون به جای پل از وسط این دریاچه یک جاده می کشیدند. اگر هم که به گفته آن نماینده اردبیل به جای دریاچه جنگل کاری شود که چه شود. یک جاده زیبا از میان جنگل!

درباره سید امین خسروی

من سید امین خسروی دانش آموخته مهندسی آبخیزداری از دانشگاه ارومیه هستم و این تارنما رو جهت فراهم آوردن مرجعی برای دانشجویان رشته های منابع طبیعی و محیط زیست و کشاورزی با تاکید بر رشته های مرتع و آبخیزداری و جنگلداری برپاکردم. خوشحال میشم با ارائه نظراتتون و لینک ادرس ما در وبلاگ وسایتتون و ارسال پاورپوینت و تحقیقات کلاسیتون به ایمیل ما ،مارو در هر چه بهتر شدن سایت یاری کنید. ادرس ایمیل سایت: aminkhosravi1471@gmail.com

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

کد امنیتی مقابل را وارد نمایید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

رفتن به بالا