خانه / جنگلداری -درخت شناسی / جزوه درس آگروفارستری دکتر علیجانپور
جزوه درس آگروفارستری دکتر علیجانپور

جزوه درس آگروفارستری دکتر علیجانپور

 

 

 

 

آگروفارستری


۱)مبانی آگروفارستری
Agroforestry
Authors : B.S.Chundawat and S.K. Gautam
ترجمه :عزیز جوانشیر ، فرید شکاری ،عادل دباغ محمدی نسب ویعقوب راعی
انتشارات دانشگاه زنجان ۱۳۸۳

بیشه زراعی
۲)
Agroforestry
ترجمه : دکتر تقی شامخی
انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۸۵

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

کشت درخت و درختچه جهت ایجاد جنگل  یکی از شیوه  کاربری(land use ( زمین است.

در مناطق خشک و نیمه خشک فشار بر اراضی جهت تولید غذا و محصولات کشاورزی به حدی زیاد است که زمین های کاملا نامستعد در اختیار جنگل کاری قرار می گیرد و همیشه این توهم وجود دارد که اراضی کم بازده بهترین عرصه برای ایجاد جنگل است. اما باید بدانیم که جنگل کاری نیز مانند زراعت نیازمند اراضی مستعدی است تا به سطوح تولیدی رضایتبخش دست یابد و برای ازبین بردن تناقض بین تولید غذا و کاشت درخت (تولید چوب و سایر فراورده های جانبی ) ضروری است کاشت آنها با هم تلفیق گردد.

این تفکر زیر بنای دانش آگروفارستری است که در آن از تلفیق هوشیارانه زراعت ، دامپروری و جنگلداری استفاده شده است.

کشت درخت و درختچه در چشم انداز روستا به طرق زیر و اهداف خاص صورت میگیرد.

۱- کشت ردیفی (بادشکن یا کمربند محافظ مزارع و مرزبندی مزارع)

۲ – کشت آمیخته درختان با محصولات زراعی به صورت سنتی جهت حفاظت و تقویت خاک

۳- کشت خطی درختان در مسیر جاده ها، جویبارها برای حفاظت

۴- زراعت چوب در اراضی دیم یا آبی

۵- کشت گیاهان چوبی جهت جلوگیری از هجوم شن های روان

 

 

در صورت چنین تلفیقی

۱- تولید کشاورزی (زراعت ، باغبانی و دامپروری) افزایش می یابد. (چون گیاه چوبی عاملی برای تثبیت منابع آب و خاک است)

۲ –  محیط تثبیت شده و غنی می گردد.

۳-  نیاز مبرم روستائیان به هیزم، الوار ، تیر چوبی و محصولات فرعی برآورده میشود.

۴- بهبود شرایط اقتصادی روستاییان و ساکنین محلی را به همراه دارد و به عمران و توسعه روستایی کمک میکند.

تعریف آگروفارستری

عبارت است از یک سیستم پایدار بهره برداری از زمین که عملکرد کل با توجه به ترکیب محصولات غذایی( یک ساله)، درختان و درختچه های( چند ساله ) و دام های اهلی در همان واحد زمین را افزایش می دهد. تلفیق محصولات به صورت متناوب یا همزمان خواهد بود. این کاربری در صورت متناسب بودن با ویژگی های فرهنگی و اجتمایی مردم، شرایط اکولوژیکی منطقه را متحول خواهد ساخت.

این تعریف نشان میدهد که :

۱ – آگروفارستری بطور طبیعی شامل دو یا چند گونه گیاهی و یا گیاهی و جانوری است که حداقل یکی از انها یک گیاه چند ساله چوبی است.

۲ –  یک آگروفارستری همواره دو یا چند کارایی در سیستم دارد (بازده دو یا چند گانه).

۳ – چرخه یک سیستم آگروفارستری همواره بیش از یک سال است.

۴ – ساده ترین سیستم آگروفارستری نیز از نظر اکولوژیک( ساختمان و عمل )و اقتصادی پیچیده تر از یک سیستم تک کشتی است.

تاریخچه بیشه زراعی

آگروفارستری یک مفهوم جدید نیست بلکه جدیدا به صورت علمی این نوع کاربری مورد بررسی قرار می گیرد.در آمریکای جنوبی مردم از ویژگی چند اشکوبه جنگل های حاره ای برای کاشت مواد غذایی استفاده می کردند. در یک سیستم چند اشکوبی درختان نارگیل و خربزه درختی (Papaya )دربالا،  موز یا مرکبات در اشکوب پایین تر و اشکوبی درختچه ای ازقهوه یا کاکائو، یکسا له های بلند و کوتاه مثل ذرت و نهایتا گیاهان پوششی مثل کلم در کف زمین های زراعی کاشته می شد. در آسیا سیستم زراعی (Hanunoo )  هانونو استفاده می شد. در این سیستم در حالی که زمین برای زراعت پاکسازی می شد، برخی از گو نه های درختی مهم انتخاب و حفظ می گردید. این درختان برای دانه های برنج سایه اندازی می کرد ند و از طرفی  میوه ، چوب ساختمانی و دارو و …… برای خانواده ها فراهم می کردند.

در آفریقا مثلا در نیجریه گیاهان مختلف مانند ذرت، کدوتنبل و لوبیا هم زمان درزیر درختان بطور پراکنده کاشته می شد. در تمامی این سیستم ها درختان به عنوان یک مکمل در سیستم زراعی به حساب آمده و به دلیل نقش حمایتی آن موردتوجه قرار گرفته و تولید چوب در اولویت بعدی قرار داشته است. در قرون وسطی در این مفهوم تغییر ایجاد شده  و کشاورزی ، دامپروری  و جنگلداری منفک و سیستم مدیریت تک کشتی جایگزین شیوه های گذشته گردید. کاهش قابل ملاحظه سطح جنگلها و به هم خوردن تعادل محیط زیست ما حصل چنین دید گاهی است. تا اینکه دراواخر  قرن نوزدهم در مناطق مستعمره انگلستان این تفکر تغییر یافت.در سال ۱۸۰۸  یوپن در برمه درخت تیک را در کنار زراعت ها استفاده کرد و آن را تانگیا نامید. برندیس این روش را توسعه داد و دامنه آن به آفریقای جنوبی کشیده شد.

در چنین زمانی  توسعه جنگل و خروج روستائیان از جنگل به عنوان اهداف چنین طرح هایی مطرح می گردید. منطق رایج بعدی این بود که جنگل را در هر کجای ممکن با نیروی ارزان کارگری احیا کرد و در عوض این کارگران اجازه داشتند در لابلای ردیف های درختی و درختچه ای محصولات زراعی تولید کنند. تحقیقات نشان داد با کشت محصولات زراعی رقابت اثر محدود کننده خاصی بر درختان ایجاد نمی کند.

سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی(FAO)  نشریه ای به عنوان ”جنگلداری برای توسعه روستایی (Forestry For Rural Development   ) (۱۹۷۶) منتشر ساخت و کارگاهای آموزشی و سمینارهای متعددی را برگزار کرد. پس از آن سازمان بین المللی تحقیقات آگروفارستری تاسیس گردید (۱۹۷۶). (ICRAF)  (International Center For Research In Agroforestry )

 

نظام های تلفیقی تولید

درنظام های تلفیقی تولید زراعت ،دامپروری و جنگلداری بر روی یک قطعه زمین اجرا میگردد.این تلفیق میتواند به صورت متناوب یا بطور همزمان باشد.

ویژگی این تلفیق که به کشاورزی- جنگلداری( Agro forestry ) موسوم است این است که در ان درخت و درختچه نقش مهمی دارد.

بر حسب نوع کاربری زمین آگروفارستری در سه سیستم کلی قابل تفکیک است.

۱-  Agrosilvicultural      زراعت – جنگلداری

۲-   Silvopastoral            جنگلداری دامپروری

۳-  Agrosilvopastoral      زراعت – جنگلداری – دامپروری

۴-  Others                    سایر سیستم ها

* Others: استفاده از درخت در کنار استخر های پرورش ماهی در جنوب شرق آسیا و

پرورش کرم ابریشم و زنبور عسل درکنار درختان جنگلی 

نظام های تلفیقی در زراعت – جنگلداری

الف- نظام کشت دوره ای

به طوریکه در شکل مشاهده میشود، در یک عرصه سه سال اول مواد غذایی کشت می گردد و از سال چهارم کشت محصولات زراعی متوقف شده و عرصه جنگل کاری می گردد. تا سال سیزدهم به مدت ده سال جنگل داری صورت می گیرد.سپس درختان قطع شده و عرصه برای زراعت آماده میشود. سه سال متوالی در آن عرصه محصولات غذایی تولید میشود و بعد مرحله جنگل کاری پیگیری میگردد.در این سیستم کشت محصولات زراعی و جنگلی به صورت دوره ای و متناوب صورت میگیرد.

ب – نظام تداخل جزیی

عرصه جنگل در تمام سالها تحت کاربری جنگلداری است. اما در سال هایی که چتر و تاج درختان جنگلی اجازه کشت و زرع در زیر تاج پوشش را میدهد بطور همزمان میتوان در زیر تاج پوشش از زراعت محصولات غذایی نیز سود برد.درشکل مربوطه مشخص است که در سه سال اول محصولات زراعی زیر تاج درختان که بطور کامل بسته نشده است میتواند تولید گردد.اما بعد از سال سوم محدودیت نور و منابع غذایی بوجود آمده و کشت مواد غذایی متوقف می گردد و کاربری زمین به صورت جنگل داری ادامه می یابد.

 

ج – نظام کشت همزمان یا توام

در این نظام عرصه جنگل در تمام سال ها تحت کاربری جنگلداری است . همزمان با تولید محصولات چوبی، محصولات زراعی نیز در فواصل درختان کشت میشود. بدیهی است که فواصل درختان و نوع گونه های درختی و زراعی در این سیستم باید با دقت کافی انتخاب گردد. 

۲- جنگلداری – دامپروری

زمانی به اجرا درمی آید که نوع کا ربری زمین به صورت جنگلداری است و پرورش دام به صورت چرای کنترل شده ای از پوشش گیاهی کف جنگل  صورت می گیرد. در این سیستم منابع غنی علوفه ای در کف جنگلهای تنک به بهترین وجه مورد استفاده دام قرار می گیرد.استفاده دام از علوفه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم است. درختان به عنوان تامین کننده چوب و سایر فراورده های فرعی و تامین کننده سایه و پناه دام اهمیت ویژه ای دارند.در عین حال فضولات دام نیز تقویت کننده خاک چنین مناطقی است.

۳- زراعت – جنگلداری – دامپروری

این نوع کاربری زمین در مناطق گرمسیری به صورت همزمان و توام موجود است. بخش های مختلف گیاهی و جانوری تکمیل کننده چرخه های گردش مواد بوده و از نظر اقتصادی و اجتماعی بسیار با ارزش است.

مزایای اگروفارستری

مزایای محیطی

– کاهش فشار های تخریبی بر جنگل ها( حفظ منابع آب و خاک منطقه)

گردش بهتر مواد غذایی خاک از طریق درختان با ریشه های عمیق

– تعدیل میکروکلیما(پایین آوردن دمای سطحی خاک وکاهش تبخیر رطوبت خاک از طریق ایجاد مالچ و سایه اندازی)

-افزایش حاصل خیزی خاک مواد غذایی خاک از طریق ریزش شاخه و برگ و انشعابات و تجزیه لاشبرگ و بهبود  وضعیت فیزیکی خاک

– بازیابی کارکترهای مواد غذایی(عناصر ضروری) از طریق درختان برخوردار از ریشه های عمیق

مزایای اقتصادی

– افزایش تنوع محصولات تولیدی (غذایی، سوختی و علوفه ای)

– کاهش خطر از بین رفتن کل محصول

– افزایش سطوح درآمد مزرعه به دلیل راند مان بالا و پایداری محیط و محصول

– بهبود استاندارهای زندگی روستاییان به دلیل درآمد بالاتر و شغل مطمئن تر

-اصلاح و بهبود تغذیه و بهداشت از طریق افزایش کمیت و کیفیت و تنوع محصولات غذایی و افزایش درآمد

 ایجاد هم گرائی های اجتمایی بخصوص در سیستم هایی که نیاز به کارهای گروهی و بر نامه ریزی های منطقه ای دارد.

پایداری جوامع ساکن در مناطق مرتفع از طریق حذف وابستگی به فعالیت های تک کشتی

محدودیت ها وتنگناها

محدودیت های محیطی

– امکان وجود رقابت از نظر فضا، نور، رطوبت و مواد غذایی بین درختان و محصولات زراعی وجود دارد. تاثیر منفی این رقابت بیشتر متوجه بخش زراعی است.

صدمه به بخش زراعی هنگام برداشت و قطع درختان

– درختان میتوانند میزبان آفات و حشرات مضر برای گیاهان زراعی باشند.(شته ها)

زادآوری طبیعی درختان  بارور موجب اشغال سطح و حذف احتمالی گیاهان زراعی خواهد شد.

حذف تجدید حیات طبیعی در سیستم سیلوپاستورال توسط دام های تغذیه کننده از علوفه

محدودیت های اقتصادی و اجتماعی

– نیاز مند نیروی کارگری بیشتری بوده و محدودیت نیروی کار را در سایر فعالیت های کشاورزی موجب میشود. چرا که ممکن است با زمان کار سایر فعالیت های کشاورزی هم زمان باشد.

– درصورت عدم رعایت اصول فنی کارایی سیستم و عملکرد کل کاهش می یابد(به دلیل وجود رقابت) و راندمان اقتصادی مورد نظر محقق نخواهد شد.

– مدت زمان زیادی طول میکشد تا درختان به سن بهره بر داری و ارزش اقتصادی مورد نظر برسند. بنابراین تمایل بخش خصوصی جهت سرمایه گذاری در این بخش کاهش می یابد.

– در صورت محدود بودن عر صه های کشاورزی مقاومت روستاییان برای جایگزین  کردن درختان به جای بخشی از زراعت های متداول وجود دارد.

با برنامه ریزی صحیح  میتوان بخشی از این مشکلات را کنترل کرد. به عنوان مثال به منظور حل مشکل رقابت درختان با محصولات زراعی میتوان به  یکی از راهکارهای زیر روی آورد.

۱- انتخاب درختانی از تیره لگوم (خانواده بقولات) برخوردار از تاج پوشش کوچک و سبک تا نور کافی برای فتوسنتز محصولات زراعی برسد.

۲- انتخاب درختان برخوردار از ریشه های عمیق تا جذب رطوبت و مواد غذایی از اعماق خاک صورت گیردو لایه های سطحی خاک به محصولات زراعی اختصاص یابد.

۳- فاصله درختان طوری در نظر گرفته شود که اثرات رقابتی با گو نه های زراعی را کاهش دهد.

طبقه بندی سیستم های آگروفارستری

سیستم های آگروفارستری متنوع  و پیچیده بوده و از ویژگی  ها و وظایف گوناگونی برخوردار است ومعیار های مختلفی برای طبقه بندی ان موجود است. 

۱- ساختار:

بر اساس نوع اجزا، نقش هرکدام از اجزا و ترکیب و آرایش هر کدام از اجزا(آرایش افقی و عمودی)

۲- وظیفه یا عملکرد کل سیستم:

سیستم نقش تولیدی(تولید چوب ،علوفه و محصولات غذایی و …. ) یا حفاظتی( حفاظت منابع آب و خاک و… ) دارد.

۳- اقتصادی و اجتمایی:

توجه به اهداف  اقتصادی ومدیریت نهاده های تولید از جمله زمین، نیروی کار  و سرمایه  در این تقسیم بندی مهم است. در کل بااین معیار سیستم های مختلف به سیستم های تجاری، معیشتی و معیشتی  تجاری تقسیم میگردد.

۴- عوامل اکولوژیک:

توجه به شرایط محیطی، با این فرض که  سیستم های معین  میتوانند برای شرایط اکولوژیکی معین  مناسب تر باشند، این طبقه بندی صورت می گیرد. مانند سیستم های آگروفارستری برای مناطق خشک، نیمه خشک، مرطوب، نیمه مرطوب، کوهستانی و ….

 

(a)Agri-silviculture system

۱ Improved fallow species in shifting cultivation

۲ The Taungya system

۳ Multipurpose trees and shrubs on farm lands

۴ Alley cropping (hedge row intercropping)

۵ Agro forestry for fuel wood production

۶ Wind-breaks

 

(b) Silvo-Pastural System:

-Protein Bank

-Living Fence of fodder trees and hedges

-Tress and Shrubs on Pasture

(c) Agri-silvipastural

۱-Homestead

 

(d) Other system

(Multipurpose forestry production system)

 

۱- ساختار

۱-۱   سیستم های تلفیقی جنگل و زراعت

۱-۲   سیستم های تلفیقی جنگل و مرتع

۱-۳   سیستم های تلفیقی جنگل و مرتع و کشاورزی

۱-۱   سیستم های تلفیقی جنگل و زراعت

۱-۱-۱- گونه های آیش اصلاحی در کشاورزی انتقالی

Improved fallow species in shifting cultivation

 

آیش عبارت است از باقی گذاردن اراضی زراعی بدون کشت برای دوره هایی که از یک فصل تا چند سال طول میکشد. هدف ترمیم عناصر غذایی از دست رفته خاک است. به محض انکه خاک ترمیم شد محصولات  زراعی  برای یک یا بیش ازیک فصل وارد میشوند.

کشاورزی انتقالی شکلی از بهره برداری اراضی و سیستم تولید محصولات زراعی است که در آن قطعاتی از زمین با استفاده از دائو یا تبر یا حتی آتش کاملا پاکسازی شده و برای دوره کوتاهی برای تولید محصولات یک ،دو یا سه ساله اختصاص می یابد و پس از آن ،زمین در یک دوره ای که بیش ازدوره کاشت محصول  طول میکشد،  تحت آیش گذاشته میشود. با این حال در خلال دوره استراحت،اشکال اصلاح شده ای از پوشش اولیه در زمین مستقر میگردد. این سیستم تولیدی است و بدون سرمایه به کار دستی اولیه نیازمند است. 

این سیستم در هند به نام جام و پودو نامیده میشود و برای مناطق جنگلی بسیار تخریب شده استفاده میشود.

نکات قابل توجه

  • تولید محصولات زراعی و پرورش درختان در یک زمان صورت نمیگیرد.
  • دوره آیش از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت است و تحت تاثیر بحران غذا حتی کوتاه تر نیز شده است.
  • بهترین گونه ها برای سیستم آیش آنهایی هستند که ازت خوبی را در خاک تثبیت می کنند.
  • انتخاب گونه نباید منحصرا به اصلاح خاک محدود شود درختانی وجود دارند که محصولات بازار پسندی دارند.
  • درختان کاشته شده در آیش می بایست با محصول بعدی سازگار بوده و فاقد هر گونه اثرات شیمیایی یا فیزیکی منفی برروی خاک باشند.
  • Acacia sp
  • Prosopis sp
  • Robinia sp

Paulownia sp

 

۱-۱-۲- سیستم تانگیا (زراعت تپه ای)

 

  • تانگیا (تانگ = تپه و یا = کاشت) لغت برمه ای است.که در دهه ۱۹۸۰ وضع شده است.این سیستم توسط برندیس در سال ۱۹۸۰ وارد هندوستان شد و در ۱۸۹۶ در بنگال شمالی اولین بار کاشته شد.در جنوب هند به ان کوماری گفته میشود.
  • این سیستم بارندگی سالیانه حداقل ۱۲۰۰-۱۵۰۰ را لازم دارد.
  • در این سیستم کارگران مجازند محصولات کشاورزی خود را در کنار درختان جنگلی تولید نمایند. کشت در کنار درختان الزاما برای گونه های چوبی نباید مشکلی ایجاد نماید.
  • عملیات کاشت عبارت است از :آماده سازی اراضی، غرس نهال های درختی و کاشت نباتات زراعی یکساله برای ۱-۳ سال تا وقتی که تاج درختان متراکم شده و کاملا به همدیکر برسند.آنگاه کشت و کار ترک شده و چرخه در جای دیگر شروع میشود.مالک اراضی و مالک درختان سازمان جنگل ایالتی است
  • این سیستم را روشی برای تولید جنگل میدانند.
  • سیستم تانگیا به سه شکل دیده میشود:
  • ۱- تانگیای دولتی   :     taungya  Departmental
  • کاشت محصولات زراعی و نهال کاری توسط سازمان جنگل و با به کار گیری تعدادی کارگر روزمزد انجام میشود.سطح عمل وسیع بوده و در حد حوزه آبخیز می باشد. سیستم تجاری است.
  • ۲- تانگیای اجاره ای: Leased taungya
  • زمین نهال کاری شده به اشخاص اجاره داده میشود.عمل اجاره دهی به صورت مزایده برگزار میشود و اجاره گیرنده بیشترین مبلغ اجاره را پیشنهاد داده است و مراقبت از درختان کاشته شده را به عهده می گیرد. سیستم تجاری معیشتی است. مساحت درحد چند ده هکتار است.
  • ۳- تانگیای روستایی: village taungya  
  • محصول زراعی توسط روستانشینان داخل جنگل که به همین منظور ساکن هستند کاشته میشود.هر خانوار ۸/ – ۷/۱ هکتار از اراضی جنگلی را دراختیار دارد تا درختان را کاشته و مراقبت نمایدو سه تا چهارسال نیز به کشت محصولات زراعی درآن بپردازد. سیستم معیشتی است.

مزایای سیستم تانگیا

  • تجدید حیات مصنوعی جنگل ارزان حاصل میشود
  • معضل بیکاری در جوامع پرجمعیت کم میشود.
  • کاربری برای استفاده حداکثر از اراضی جنگلی است.
  • ایجاد مشارکت مردم در اداره جنگل ها
  • محصولات غذایی از اراضی جنگلی بدست میآید
  • رشد علفهای هرز و گیاهان بالا رونده و غیره محدود میگردد.
  • تعارض بین حفظ منابع طبیعی و تولید غذا ازبین میرود.

محدودیت ها

  • کاهش حاصل خیزی خاک
  • خطر شیوع آفات و بیماری های مشترک
  • ایجاد مسائل حقوقی و قانونی
  • شیوه ای از استثمار انسانی است
  • در صورت مدیریت نادرست حساسیت به فرسایش افزایش می یابد

 

کشاورزانی که به سیستم تانگیا عمل میکنند امتیازات زیر را به عنوان بخشی از مزیت های سیستم دریافت می کنند.

– چرای آزاد دام در فصول و محدوده های معینی

– تسهیلات آموزشی برای فرزندان

– چوب برای ساخت خانه و کاربرد های کشاورزی

– اعطای وام با کارمزد کم

– فراهم کردن آب از طریق حفر چاه و ساخت آبگیر ها

Tectonia grandis

Acacia cattechu

Shorea robusta

Eucalyptus

Dalbergia sisso

Anachardia sp

Bamboo

Tamarindus indica

Cryptomeria japonica

 

۱-۱-۳ – زراعت راهرویی یا کشت دالانی
Alley cropping                                                             

این سیستم به عنوان میانه کاری بین چپر ها و ردیف های درختی شناخته شده است.

ردیف های درختی علاوه برتولید چوب، اصلاح و حفاظت محوطه های زراعی را به عهده دارند.در جاییکه برای تولید زراعی ازت مورد نیاز باشد از گیاهان چوبی تثبیت کننده ازت مولفه اصلی نوار های درختی یا درختچه ای تشکیل خواهد شد.

هدف اصلی کاشت دالانی افزایش محصولات زراعی با بهبود میکروکلیما  و وضعیت خاک و کنترل علف های هرز است.هیزم، تیر های چوبی ، میوه ، دارو و حتی علوفه از ردیف های درختی به دست می آید.

طراحی سیستم

گیاهان چوبی به شکل ردیف هاییhedgerow  در عرصه مزارع وارد میشوند.تا اثرات منفی درختان به محصولات زراعی به حد اقل برسد.بدون شک درختان با محصولات زراعی برای استفاده از عناصر غذایی خاک، رطوبت خاک و نور به رقابت می پردازند و نوع مناسب درخت ، آرایش مناسب و مدیریت صحیح میتواند رقابت را به حد اقل برساند.

انتخاب گونه های درختی و زراعی و فواصل ردیف ها به اقلیم ، شیب زمین، وضعیت خاک و فضای مورد نیاز برای تحرک کشاورز و ابزارو ادوات کشاورزی بستگی دارد. بهتر است که ردیف های درختی در جهت شرقی – غربی طراحی شوند.فاصله ردیف ها ۴-۸ متر و فاصله درختان در هرردیف ۲۵ سانتی متر تا ۲ متر  می باشد. در مناطق مرطوب فواصل را کمتر و در مناطق نیمه مرطوب و خشک فواصل را بیشتر می گیرند.

در مناطق شیبدار موقعیت و فواصل  ردیف های درختی میتوانند از شیب، مکان و طرح سازه های حفاظت خاک و آب که با کشت دالانی تلفیق میگردد تاثیر پذیرد.

در چنین اراضی ردیف های درختی بر روی خطوط تراز قرار می گیرند.در این صورت امکان دارد جهت شرقی غربی ردیف ها رعایت نگردد.

برای حل مشکل سایه در چنین مواقعی باید به تنک کردن و هرس کردن اصولی درختان به صورت مستمر اقدام نمود.

خصوصیات گونه های مناسب برای ردیف های درختی

– تاج کوچک و تنک داشته باشد(تاج بازو روشن)

– بعد از عمل هرس ،کف بری و برش به سرعت جوانه بزند

درخت ریشه های اصلی عمیق و ریشه های جانبی محدود داشته باشد تا با ریشه محصولات زراعی رقابت نکند.

درخت باید ریشه های جانبی کم عمقی داشته باشد تا با شخم به موازات ردیف درختی به آسانی بریده شود. بدون آنکه خسارتی جدی ببیند.

قابلیت تولید چوب ، تیرک و خوراک دام و مواد دارویی را داشته باشد

قابلیت مشارکت در تثبیت ازت

در برابر محدودیت های ویژه رویشگاهی نظیر شوری، خشکی، غرقاب شدن و سیل گیری، باد های سنگین و آفات وامراض مقاومت نسبتا خوبی داشته باشد.

Cassia sp

Sesbania sesbsn

Leucaena leucocephala

Calliandra

صنوبر، بید ، اقاقیا، ایلان، پالونیا

کاج سیاه، سرو نقره ای ،زربین،

 

 

۱-۱-۴ استفاده از درختان چند منظوره در اراضی زراعی

در این سیستم  درختان چند منظوره به صورت اتفاقی یا مطابق با الگو های منظم در مزارع و یا تراس ها کاشته میشوند.

مولفه های اصلی این سیستم درختان چند منظوره ومحصولات کشاورزی است. فراورده های غیر چوبی (میوه ، برگ، اسانس، رنگ، مواد دارویی و…) از بخش چوبی استحصال می گردد.

درختان علاوه بر نقش تولیدی میتوانند نقش حفاظتی، ایجاد حصار، مرز بندی، ارزشهای زیست محیطی و ارزشهای اجتمایی تعیین حدود قطعات را داشته باشند.

Cassia sp

Cocos nucifera

Leucaena leucocephala

Acacia albida

Azadirachta indica

برای احیای اراضی جنگلی تخریب شده در کشور میتوان سه راهبرد اساسی را در نظر گرفت.

۱- برای اراضی جنگلی تخریب شده در داخل توده های جنگلی میتوان از گونه های اصلی و غالب توده برای جنگلکاری استفاده کرد.

۲- برای اراضی جنگلی تخریب شده در حاشیه  توده های جنگلی و دور از مراکز تجمع جمعیتی میتوان از گونه های زود بازده و سریع ارشد به شکل زراعت چوب استفاده کرد. بدیهی است که گونه های مورد انتخاب میتوانند از گونه های سریع الرشد بومی و یا گونه های خارجی باشند.در مورد اخیر مراحل امکان سنجی ، کشت سازگاری و کشت انبوه باید مورد توجه قرار گیرد.

۳- برای اراضی جنگلی تخریب شده در حاشیه  توده های جنگلی و مجاور مراکز تجمع جمعیتی میتوان از کشت درختان چند منظوره  با مشارکت مردمی استفاده کرد. در چنین سیستمی علاوه بر احیای اراضی جنگلی تخریب شده، درامد قابل توجهی در اختیار روستاییان حاشیه نشین جنگل قرار خواهد گرفت .

 در این راستا در ایران در سال ۱۳۷۲ طرح ملی استفاده از در ختان چند منظوره در مناطق جنگلی در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور مطرح و به مراکز تحقیقاتی مرتبط در استان ها جهت اجرا ابلاغ شد. براساس نواحی رویشی کشور طرح های پژوهشی خاصی در این ارتباط به اجرا درآمد. برای جنگلهای غرب و ارسباران و شمال کشور گونه های چند منظوره ای که در این کار تحقیقی انتخاب شدند عبارتند از:گردو، ذغال اخته، فندق، بادام، بنه، انار، گوجه وحشی، سیب وحشی، گلابی وحشی، زالزالک، انجیر، توت، 

 ۱-۱-۵- بادشکن

باد شکن ها نوارهایی از درختان و درختچه ها هستند که به منظور حفاظت از مزارع، خانه ها، کانالهاو …. در مناطق در معرض باد بکار میروند.

۱- بهبود میکروکلیما برای رشد گیاهان زراعی (اقلیم آسایش)

۲- مهیا نمودن محیط زیست مناسب برای حیات وحش (اقلیم آسایش)

۳- مرز بندی مزارع

۴- بهبود شرایط زیست انسان(محیط های خدماتی تجاری صنعتی و حتی مسکونی)

۵- جلوگیری از فرسایش خاک

۶- تولید چوب و سایر فراورده های جانبی درخت(میوه علوفه مواد دارویی….)

نفوذ پذیری

یک بادشکن از طریق شکستن نیروی باد اثرات خود را اعمال میکند. اما بادشکن های قابل نفوذ که تا حدی اجازه عبور به باد را می دهند مناسبترین نوع باد شکن به حساب می آیند.عبور آرام هوا از لابلای باد شکن در دو طرف باد شکن بالشتک های هوایی ایجاد کرده و از پایین آمدن باد تا فاصله معینی پیشگیری میکند.

در باد شکن های غیر قابل نفوذ در دو طرف باد شکن تلاطم و آشفتگی هوایی بوجود می آید که در هر دوطرف برای سایر موجودات زنده مناسب نیست. گونه هایی نظیر اکالیپتوس و کازوارینا باد شکن های متراکم ایجاد میکنند.

 

جهت باد شکن:

برای حصول نتیجه مطلوب بهتر است که باد شکن ها در جهت عمود بر باد های غالب استقرار یابند.

باد شکن های کاشته شده در جهت شمالی – جنوبی کارایی مناسبی در حفاظت از باد های غربی دارند. اما این باد شکن ها در مقایشه با باد شکن های شرقی غربی سایه بیشتری را برای محصولات زراعی  ایجاد میکنند.

 ارتفاع باد شکن :

ارتفاع بادشکن مساحت و طول منطقه تحت پناه باد را مشخص می کند و باد شکن های بلند تر عرصه وسیعتری را حفاظت می کنند.فاصله حفاظت شده مضربی از ارتفاع باد شکن است. منطقه تحت تاثیر باد شکن حدود ۲۵ برابرارتفاع بادشکن است. حد اکثر کاهش سرعت باد در منطقه پشت  باد شکن در فاصله ۱۵- ۵ برابری ارتفاع درختان می باشد. در قسمت جلوی باد شکن منطقه تحت تاثیر در فاصله ۵ برابر ارتفاع باد شکن است. باد شکنی با ارتفاع ۲۰ متر حدود ۱۰۰ متر در جلوی باد شکن و حدود ۵۰۰ متر در پشت باد شکن را محافظت میکند.

طول بادشکن

بادشکن ها وقتی موثرترین نقش را دارند که بدون شکاف(رخنه) عمده به طولی حدود ۱۲ برابر ارتفاع درختان بالغ آن امتداد داشته باشد.

تعداد ردیف ها

در اراضی با ارزش از باد شکن های یک ردیفه استفاده میگردد. گونه های درختی با فرم رویشی متراکم با شاخ برگ گسترده تا سطح زمین انتخاب میشود. در چنین باد شکن هایی اگر یک درخت از بین برود رخنه ایجاد شده و باد شکن تا حدودی قابلیت خود را از دست می دهد.

در بادشکن های چند ردیفه این مشکل وجود ندارد و گونه های بلند قد در مرکز ردیف و گونه های کوتاه و درختچه ای در جوانب ردیف ها کاشته میشوند.

فواصل درختان

در مناطق خشک درختان با فاصله بیشتری نسبت به مناطق مرطوب کاشته میشوند.

اگر افزایش ارتفاع باد شکن مطرح باشد درختان به فواصل نزدیک تر کاشته میشوند.

در احداث بادشکن  که اهداف حفاظتی بیشتر از اهداف تولیدی است، به طور معمول فواصل درختان کمتر و کاشت به صورت انبوه صورت میگیرد.

 ایجاد رخنه یا شکاف(گسستگی)

در  ایجاد باد شکنها احداث بریدگی یا رخنه به منظور دروازه یا جاده ضروری است. در محل این رخنه ها سرعت باد میتواند به صورت قابل توجهی افزایش یابد.

– در باد شکن های چند ردیفه این اثر با زاویه بریدگی در حدود ۴۵ درجه با باد غالب میتواند حذف شود.

 کاشت ۶-۵ اصله درخت در یک گوشه نوار اصلی به عنوان بال باد شکن

– کاشت یک ردیف گیاه کوتاه قد برای پوشش دادن به محل معبر یا رخنه

– کاشت بوته ها و درختچه ی کوتاه در دو طرف مسیر رخنه

گونه های مورد استفاده:

– درختانی با تاج باریک و با رشد عمودی  مناسب برای کاهش  اشغال اراضی زراعی برای احداث بادشکن مطلوب هستند. سرعت رشد گونه و داشتن ریشه های قوی از ضروریات است

 

Casuarina Acacia Prosopis Cassia Eucalyptus
Thuja Juniperus Populus Cupressus Pinus

 

Platanus Zygophyllum Calliganum Tamarix Dalergia

 

۱-۱-۶ تولید چوب سوخت

در این سیستم درختان سریع ارشد جهت تامین چوب سوخت در اطراف مزارع  به صورت مرزی و یا در حاشیه مزرعه به صورت لکه ای کاشته میشوند. مبدا این درختان به صورت شاخه زاد و نوع گونه ها از درختان جست ده انتخاب میشود.

در مناطق کوهستانی و جنگلی ایران بخصوص در فصول سرد سال که از جاده های دسترسی مناسبی نیز برخوردار نیست، تامین سوخت فسیلی برای روستاییان با مشکلات جدی روبروست.

درختان و درختچه ها و حتی بوته های جنگلی در چنین مواقعی از سال تامین کننده سوخت اهالی می باشند. این سیستم با توجه به موجود بودن گو نه های چوبی مناسب در اکثر مناطق رویشی ایران قابل اجرا می باشد.

ممرز بلوط- افرا سیاه تلو در یک روستا در منطقه ارسباران تحت این سیستم مورد ارزیابی قرار گرفته و میزان تخریب در جنگل های مجاور به حد اقل رسیده است.

چول سوخت به هر نوع سوخت زیستی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از درختان و درختچه های جنگلی یا غیر جنگلی حاصل شده اند گفته میشود (FAO , 2010).چوب یا به طور مستقیم و یا به صورت زغال چوب استفاده میشود.

استفاده از چوب سوخت منبع جدیدی نیست و انسان از زمانی که استفاده از آتش را آموخت از چوب به عنوان سوخت استفاده کرده است. استفاده از چوب بعنوان سوخت یک منبع مهم اولیه تامین انرژی در بسیاری از مناطق جهان است. بطوری که طبق آمار نیمی از چوب برداشت شده در سراسر جهان برای سوخت استفاده می شود (Erakhoumen , Ogunsanwo , Ajewole ,2010) .

.

 

 

 

چوب  همواره  منبع اصلی تامین انرژی برای گرمایش خانه ، نور و تهیه غذا بوده است. در بسیاری از کشورها چوب مهمترین منبع انرژی است  و نقش محوری در امرار معاش خانواده های کشاورز و همچنین درفروش تجاری در مراکز شهری دارد.

مهمترین دلایلی که در  کشور ما روستائیان را مجبور به استفاده از چوب سوخت و بوته می کند :

  • کمبود و گرانی قیمت واحد نفت و گاز
  • عدم توزیع به موقع سوخت
  • دوری از جایگاه توزیع سوخت
  • قدرت مالی کم جهت خرید تانکر های ذخیره سوخت
  • و نیز تمایل زیاد روستائیان و عشایر به تهیه غذا با هیزم

 

در بعضی کشورها نیز، سیاست های کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی استفاده از چوب را به عنوان سوختی مفید رواج داده است. کشور هایی مثل نیوزلند و اسکاتلند با اتکا به چوب سوخت قصد دارند نیازمندی خود را به نفت کاهش دهند (Polcorny , Sepp 2000) .

در این مسیر جلوگیری از، ازدست  دادن منابع جنگلی به دلیل قطع درختان آن بزرگترین چالش استفاده از چوب سوخت است.
شاخه های با قطر کمتر از ۷ سانتی متر و محصول کم کیفیت قطع نهایی در جنگلها از منابع طبیعی تولید چوب سوخت هستند.

میزان تولید جنگلها به تنهایی قادر به پاسخگویی به این نیاز بزرگ نیست و لازم است برای جلوگیری از عواقب زیست محیطی برداشت زیاد از جنگلها و حفاظت از  تنوع زیستی منابع جایگزین معرفی شود.

شیوه پرورش جنگل برای مدیریت چوب سوخت عبارت است از :
استفاده از درختان با دوره کشت کوتاه

۹۰ % از مردم آفریقا نیاز خود را به انرژی با چوب سوخت  مرتفع می سازند و ۹۵ % درصد از چوب سوخت مصرف شده در این قاره ازجنگلهای مصنوعی و برای مقاصد خانگی و صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد (Erakhoumen , Ogunsanwo , Ajewole ,2010).

مزایای یک جنگل مصنوعی به منظور تامین چوب سوخت در برابر یک جنگل طبیعی

  • جنگلهای ثانویه نسبت به جنگلهای طبیعی در تامین خواسته ها انعطاف پذیرترند.
  • امکان استفاده از گونه های درختی با خاصیت جست دهی و تولید پایه شاخه زاد
  • ۳ .استفاده از گونه هایی با نرخ رشد بالا و انتظار بازده سرمایه
  • ۴ . دسترسی خوب و نزدیکی به محل
  • ۵ . قوانین حقوقی کم
  • ۶ . وجود شیوه های ساده و قابل معرفی برای همه (مثل دوره چرخش)

در این بین رشد سریع جمعیت و نیاز بالا به انرژی و غذا ما را با محدودیت زمین مواجه ساخته است . انتظار می رود تا سال ۲۰۳۰ تقاضا برای انرژی ۵۰ % افزایش یابد (ََ FAO ,2010 ). از این رو لازم است سیاستی درست اتخاذ گردد .

نمی توان از سطح زمینهای کشاورزی کاست و به تولید چوب سوخت پرداخت، اما در یک مدیریت منظم می توان چوب سوخت را همراه با با برآورده کردن سایر نیازها بدست آورد و با تولید چوب سوخت در زمینهای کشاورزی با گونه های مناسب از فشار بر منابع کاست.

این بحث ها لزوم جنگلداری روستایی را که طبیعی ترین راه برای امرار معاش و حفظ محیط و کنترل زمین توسط مردم است را نشان می دهد .

کاشت همزمان درختان در مزرعه باعث افزایش محصول کشاورزی و کاهش ورودی مواد شیمیایی به داخل مزرعه می شود. همچنین پناهی برای حمایت از تنوع زیستی و حیات وحش است. درختان در این سیستم علاوه بر تولید چوب سوخت به حفاظت از آب، خاک و به عنوان باد شکن برای محصولات عمل می کنند.

در بعضی کشورها مثل انگلستان کمک های بلاعوض مالی برای اینگونه طرحها داده می شود ( FAO ,1981) .

انتخاب گونه درختی بر مبنای شرایط محیطی، نیاز زارع و دسترسی او به منابع است. گونه های انتخاب شده باید مقاوم به آفات و بیماریها باشند و بعد از کاشت لازم است در سنین ابتدایی به خصوص در مقابل علف های هرز، آفات و بیماریها حمایت شوند.
می توان درختان را دور زمین و در حریم مزرعه کاشت. کاشت ردیفی حریم خصوصی را به خوبی حفظ می کند. در این حالت می توان به افزایش محصول سالانه و رفع نیازهای کشاورزی نیز کمک نمود.

در کشورهای در حال توسعه سیستم اگروفارستری در رفع همزمان نیازهای مردم از یک سطح زمین راهگشا بوده است.

درآمریکا نیز بسیاری از مردم بدنبال سود بیشتر از زمینهای خود به کشت درختان همراه با محصولات زراعی روی آوردند. اما سطحی وسیع را شامل نمی شد و فقط ۱/۱۵ از زمینهای خود را صرف این کار می کردند (Ndayambaj , Mohren 2011) .

شیوه هایی کم و بیش مشابه از زمانهایی دورتر در آفریقا و آسیا رواج داشته است، به خصوص در مناطقی با اقلیم مناسب به کشت همزمان و در چند اشکوب اقدام شده است.

کشاورزان نیاز به مقدار اغراق آمیزی چوب ندارند و در صورت وجود زمین می توانند نیازهای چوبی خود را پاسخ دهند .

راه حل کاربردی در تامین کوتاه مدت چوب مورد نیاز ، استفاده از درختان با دوره کوتاه برداشت یا استفاده از انواع با قابلیت سر شاخه زنی است .

در مورد درختانی با دوره کوتاه ، ساقه ها معمولاً هر ۳-۵ سال یکبار برداشت می شوند .

در پرسشنامه ای که در مورد نسبت تمایل مردم برای انجام اگروفارستری در منطقه ای از نیجریه پر شده ، الویت جامعه در ابتدا با کشت چوب سوخت و سپس دارو بوده است .

در مجموع تا به حال ۱۵۲ گونه درختی مناسب برای اگروفارستری در جهان ثبت شده اند که ۶۰ گونه مناسب برای چوب سوخت تشخیص داده شده اند .

تولید این گونه ها بطور متوسط ۱/۵ متر مکعب در هر هکتار برآورد شده است (Ndayanbaj , Mohren 2011) .

 مزایای استفاده از چوب سوخت در سیستمهای اگروفارستری 

اقتصادی

تولید وحفظ درآمد در اقتصاد محلی و توسعه روستایی

ایجاد شغلهای محلی

درآمدهای متنوع در کنار کشاورزی برای کشاورز

تولید این نوع سوخت کم هزینه است و بطور مستقیم با کاهش هزینه های انرژی همراه است.

باعث افزایش تولیدات محلی و کاهش اتکا به سوخت های وارداتی می شود.

کاهش نیاز به حمل ونقل وقیمت مناسب

اجتماعی

درایجاد اشتغال روستایی نقش دارد.

باعث فروش یا استفاده مستقیم محصولات در کنار مزرعه و افزایش درآمد می شود.

جامعه، تولید و در نتیجه استفاده انرژی خود را مدیریت می کند.

کمتر با کمبود سوخت مواجه خواهیم بود .

اگر چوب در محل تولید شود اقتصادی ترین و پایدارترین تولید در محل است .

زیست محیطی

چوب یک منبع تجدید پذیر است و تمام نمی شود.

سوختی پاک و امن برای ذخیره است .

تولید آن به مدیریت پایدار جنگل کمک می کند و در ایجاد جنگل و درختان سالم و احیای صنایع جنگل نقش دارد.

پناهی برای محصولات و افزایش کیفیت و راندمان محصول است.

درایجاد چشم انداز زیبا و افزایش ارزش آرامش محیطی و بهبود سلامت محیط نقش مهمی دارد.

باعث  کاهش تخریب و فرسایش خاک میشود.

۱-۲   سیستم های تلفیقی جنگل ومرتع (جنگل و دامپروری)

پرورش گیاهان چوبی در تلفیق با مراتع سیستم سیلووپاستورال را ایجاد می کند. درختان، درختچه ها و بوته ها ممکن است عمدتا برای تولید علوفه مورد نیاز دام به کار روند و یا ممکن است برای تولید چوب، هیزم، میوه و یا حتی برای اصلاح خاک کاشته شده باشند. درکل این سیستم به برآورده کردن نیازعلوفه و چوب کمک خواهد کرد.

این سیستم به سه شیوه اجرا میگردد.

۱- بانک پروتئین

۲- حصار های زنده از درختان علوفه ای و چپر ها(ردیف های درختی)

۳- درخت و درختچه در عرصه چراگاه

۱-۲-۱- بانک پروتئین(ذخیره پروتئین)

در این سیستم درختان غنی از پروتئین در داخل یا اطراف مراتع کاشته می شوند. علوفه حاصل از سرشاخه ها و برگهای این درختان در طول فصول خشک و سرد مورد استفاده حیوانات اهلی (و گاها وحشی )قرار می گیرد. 

Ziziphus jujuba

Acacia nilotica

Ailanthus exelsa

Rhus sinnata

Paulownia

۱-۲-۲- حصار زنده از درختان تولید کننده علوفه و گیاهان چپری

در این سیستم درختان تولید کننده علوفه به عنوان چپر های زنده در اطراف محل نگه داری حیوانات اهلی و وحشی کاشته میشوند. تا از ورود و خروج آنها ممانعت به عمل آید و نیز بخشی از علوفه مورد نیاز این دام ها از طریق تعلیف مستقیم و غیر مستقیم از این چپر ها به دست آید.

Sesbania grandiflora

Acacia sp

Euphorbia sp

 

۱-۲-۳- درختان و درختچه ها درمرتع(مرتع مشجر)

مهمترین شیوه در سیلووپاستورال که قابلیت اجرا در اکثر مراتع مشجر کشورمان را دارد این روش است.در این سیستم درختان و درختچه ها به طور کاملا تصادفی و نامنظم در اراضی مرتعی حضور دارند. در صورتی که درختان به صورت مصنوعی واردعرصه مرتع شوند پراکنش درختان میتواند به شکل منظم باشد.

استفاده از علوفه مراتع جهت تعلیف دام میتواند به صورت چراگاه یا کشتزار باشد. در صورت چراگاه بودن مرتع ورود دام به عرصه با ضوابط خاص صورت میگیرد.

* چراگاه: تعلیف مستقیم دام

* کشتزار: جمع آوری علوفه از مرتع و تعلیف غیر مستقیم دام

ورود دام به دانگ های زاد آوری  تا زمان رسیدن نهال ها به مرحله خال گروه ممنوع می باشد.بسیاری از مناطق جنگلی خارج از شمال ایران از جمله نواحی رویشی زاگرسی و ارسبارانی حدود ۳-۴ ماه از سال عرصه مورد تعلیف دام های عشایری و روستاییان ساکن محل می باشد.به کار بردن چنین سیستمی در این اراضی علاوه بر حفظ درختان باقی مانده از جنگل های گذشته  و آثار زیست محیطی مثبت، باعث بالا رفتن میزان درآمد بومیان و حل بخشی از مشکلات معیشتی آنان خواهد شد. در چنین سیستمی در صورت بروز خشکسالی و کمبود علوفه میتوان از سرشاخه و برگ درختان جهت تعلیف دام ها استفاده کرد.

Acacia

Prosopis

Tamarindus

 

۱-۳   سیستم های تلفیقی جنگل، مرتع و زراعت (اگروسیلووپاستورال)

۱-۳-۱ : باغ های خانگی    Home garden

این روش  یکی از قدیمی ترین سیستمهای کشت تلفیقی است که به طور گسترده در نواحی پرباران و در منطقه گرمسیری جنوب و جنوب شرقی آسیا به کار می رود.

در ایالت تامیل نادو هند با اقلیم مرطوب گرمسیری که نارگیل محصول اساسی آن است شکل خاصی می یابد. بسیاری از گونه های درختی بوته ها سبزیجات و دیگر گیاهان علفی در آرایش متراکم و ظاهرا تصادفی کشت میشوند. هرچند بعضی کنترل های منطقی بر روی انتخاب گیاهان و ترتیب زمانی و مکانی آنها به عمل می اید.

  بسیاری از باغ های خانگی دارای انواعی از دام ها (گاو،گاو میش، گوسفند، بز و خوک) و پرندگان (مرغ،اردک،غازو بوقلمون) و گیاهان علوفه ای و لگوم ها به منظور تامین نیاز غذایی دام ها کشت می گردد.

انواع سبزیجات و سیفی جات به صورت کرت های مشخصی کاشته میشود.

در هندوستان به هر خانوار ۲/۰-۵/۰ هکتار زمین برای تولید نیاز های شخصی و خانوادگی اختصاص یافته است.

در این قطعات، درختانی برای چوب ساختمانی و میوه، قطعاتی برای سبزی کاری، قطعاتی به صورت باز برای پرورش نیشکراختصاص می یابد و در اطراف نیز از حصار های زنده و مولد بامبو استفاده می گردد.

این سیستم تولید متنوع و پایداری دارد و به دلیل بالا بودن پایداری ثبات معیشتی و اجتماعی را به همراه دارد. در چنین جوامعی تولید در سطح معیشتی است و رژیم گیاهخواری بر رژیم گوشتخواری غلبه می کند .

مواد زاید  حاصل از گیاهان زراعی و خانوارها به عنوان ماده غذایی برای حیوانات و پرندگان بوده و از فضولات آنها نیز به عنوان کود و تقویت کننده خاک برای گیاهان استفاده می شود. در کنار همه عوامل تولید یک اشکوب درختی و درختچه ای نیز از درختان چوبده و مثمره همچون موز، نارگیل، آناناس و مرکبات  پرورش داده میشود.

اشکوب بندی در باغ های خانگی

لایه علفی روی کف زمین

لایه درختی در بالاترین سطح

لایه بینابینی دروسط که می توان آن را به دوبخش تقسیم کرد

۱- بخش پایینی با کمتر از یک متر ارتفاع که توسط برخی از محصولات باغی پوشیده شده است. (چای و قهوه)

۲- بخش دوم بین ۱-۳ متر ارتفاع را اشغال میکند و محصولات خوراکی همچون موز، پاپایا و …. را شامل می شود.

۲ – طبقه بندی سیستم های آگروفارستری بر اساس نقش وعملکرد

سیستم های آگروفارستری در کل دو نقش اساسی دارند ۱-  تولیدی ۲ – حفاظتی

– کارکرد تولیدی سیستم های مختلف بیشه زراعی عبارت است از( غذا، علوفه، هیزم، چوب،  سایر فراورده ها )- تانگیا – درختان چند منظوره – باغ های خانگی

– کارکرد حفاظتی سیستم های مختلف بیشه زراعی:(حفاظت خاک و رطوبت و حاصلخیزی خاک)- بادشکن – کمربند سبز

۳ – طبقه بندی اقتصادی و اجتمایی سیستم های آگروفارستری

بر اساس معیار های اجتمایی اقتصادی نظیر سطح تولید و سطح تکنولوژیکی و مدیریت سیستم های آگروفارستری به سه دسته تقسیم میشوند:

۱ تجاری

۲- تجاری- معیشتی

۳- معیشتی

۳-۱ سیستم های تجاری

واژه تجاری موقعی استفاده میشود که فروش تولید حاصل شده(عمدتا یک کالای منفرد) هدف اصلی سیستم باشد.

مقیاس عملیات بزرگ و مالکیت عمدتا دولتی یا تعاونی است. نیروی کار به صورت کارگران روزمزد  می باشد. تانگیای دولتی و یا چرای دام و گله داری درآمد زا در عرصه های وسیع درختکاری شده  مثال هایی از این سیستم ها می باشد.

۳-۲ سیستم های تجاری – معیشتی

سیستم هایی هستند که سطح تولید و مدیریت آنها بین تجاری و معیشتی است. محصولات قابل فروش چند ساله و محصولات معیشتی در مزارع کوچک تا متوسط تولید میشود.

در این سیستم محصولات قابل فروش برای کسب درآمد و محصولات غذایی برای نیاز های غذایی خانواده اختصاص می یابد. نیروی کار به صورت خانوادگی و استخدام کارگر می باشد.

کشاورزان یا مالک زمین هستند و یا آن را به مدت طولانی در اجاره خود دارند و در ان ساکن شده اند

کاشت محصولاتی همچون قهوه و کاکائو و نارگیل و سایر درختان میوه و گونه های چوبده زود بازده و تانگیای اجاره ای مثال هایی از این سیستم ها می باشد.

۳-۳ سیستم های معیشتی

در این سیستم ها استفاده از زمین در راستای رفع نیاز های پایه می باشد. توسط نیروی کار خانوادگی مدیریت میگردد. سطح عمل نیز بسیار محدود می باشد ولی محصولات متنوعی در این سیستم ها تولید میشود. مثل باغ های خانگی و تانگیای روستایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدیریت آگروفارستری

سیستم های آگروفارستری اثر متقابل درختان با محصولات زراعی، حیوانات اهلی و یا هر دو را شامل می شود. چنین سیستمی به مدیریت دقیق درختان و گیاهان زراعی نیازمند است. این مدیریت به دو گروه مدیریت درخت و مدیریت کشاورزی تقسیم می شود.

مدیریت درخت:

مدیریت درخت مجموعه ای است از دخالت ها و دستکاری های مورد نیاز درباره رشد درختان که زارع را در جهت رسیدن به اهداف سیستم کمک نماید. این دخالت ها عبارتند از:

  • ۱ – فضای اولیه اشغال شده توسط درخت.
  • ۲- نوع و زمان تنک کردن
  • ۳- شدت و زمان هرس کردن شاخه ها
  • ۴- استفاده از کود
  • ۵- سن و روش برداشت

هدف این فعالیت ها بهبود عملکرد و بیشینه سازی تولید آن بدون کاهش قابل ملاحظه پتانسیل زراعی منطقه می باشد. زیرا بخش چیره در یک سیستم اگروفارستری درخت می باشند. این موضوع، مستلزم مدیریت درختان با استفاده از روشی است که بتواند نور، مواد غذایی و رطوبت مورد نیاز برای تولیدات مناسب زراعی را حفظ کند.

فضای اولیه درختان:

کیفیت ژنتیکی و وضعیت مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی پایه های کشت شده به طور قابل ملاحظه ای تعداد درختان مورد نیاز جهت کشت را به منظور دستیابی به تولید مناسب تحت تاثیر قرار می دهد. تعداد پایه های مورد کاشت باید بیشتر از مقدار مورد نیاز منظور گردد تا در مراحل بعدی بتوان از طریق حذف پایه های آسیب دیده و یا معیوب مبادرت به گزینش لازم کرد.

ارزش بالای محصولات زراعی و تولید آنی محصولات زراعی، انتخاب تعداد پایه های درختی را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب کاهش تعداد درختان می شود.

مسئله مهم دیگر بازده درخت در تراکم های مختلف است. مثلا بالا رفتن تراکم درختان کاهش رشد قطری درختان را سبب خواهد شد. به طور مثال اگر هدف تولید الوار است باید به درخت اجازه داده شود تا قطورتر گردد چرا که گرده بنیه های بزرگ، الوار بیشتری تولید می کنند و از طرفی هزینه های انتقال و فرآوری به ازای هر واحد الوار کاهش یابد.

نکته دیگری که در انتخاب تراکم مطلوب درختان باید مد نظر قرار گیرد عبارت است از اهمیت و سرشت گیاه زراعی زیر اشکوب
در محصولات متحمل به سایه (سایه پسند) در مقایسه با گیاهان زراعی نور پسند، تراکم درختان بیشتر می باشد.
نکته بعدی کارایی مدیریت و مکانیزاسیون است. مشکلات مربوط به عبور و مرور ماشین های کشاورزی در تراکم های زیاد بیشتر خودنمایی می کند و این امر در فعالیت های

 

رایج کشاورزی از قبیل عملیات داشت، کود دهی و برداشت میوه هزینه بردار است. بخشی از این مشکل از طریق آرایش دقیق قابل حل است.

 اولویت های شخصی نکته قابل تأمل در تعیین تراکم درختان است. برخی از مالکین ترجیح می دهند که محیط پارک مانندی را با استفاده از تراکم پایین درخت ایجاد کنند در حالی که دیگران احداث جنگلی با تراکم بالا را ترجیح می دهند.

تنک کردن:

تنک کردن، به طور ساده حذف درختان به طور انتخابی از سیستم می باشد. این عمل بیشتر به منظور رفع محدودیت منابع منطقه از قبیل نور، رطوبت، مواد غذایی و فضا برای درختان باقی مانده و گیاهان زراعی انجام می شود. تنک کردن می تواند اقتصادی باشد یعنی زمانی صورت گیرد که درختان به حد بازار پسند رسیده باشند. اما در اگروفارستری بهتر است تنک کردن زود هنگام صورت گیرد. چون  در این صورت هم درختان باقی مانده و هم بخش زراعی کمتر تحت تاثیر رقابت قرار می گیرند. شدت تنک کردن به تعداد اولیه درختان، تعداد نهایی و مطلوب آنها و دفعات عمل تنک بستگی دارد. بعد از استقرار یک سیستم اگروفارستری، تنک کردن و هرس کردن از ابزارهای بسیار مناسب دستکاری در رشد و شکل دهی درخت محسوب می شود.

نکته: استفاده از پایه های مناسب تر در مرحله کاشت موجب گزینش کمتر در مراحل تکاملی می شود و با کاهش شدت تنک کردن و دفعات آن، کاهش هزینه ها را به دنبال دارد.

هرس کردن:

هرس مصنوعی درختان موجب رشد و نمو درختان، بهبود کیفیت تولید چوب  و افزایش بازده بخشی زراعی خواهد شد. در اگروفارستری بدلیل وجود فضای نامحدود برای رشد شاخه های درختان اگر هرس به موقع انجام نگیرد:

۱ -کیفیت الوار بر اثر وجود گره های بزرگ در قاعده شاخه ها کاهش می یابد.

۲-به همین ترتیب تولیدات زراعی نیز با افزایش سایه اندازی تحت تاثیر قرار گرفته و کاهش می یابد.

انواع هرس:

هرس ثابت:

عبارت است از حذف کامل کلیه شاخه های موجود در پایین تر از یک نقطه مشخص  برروی ساقه می باشد. ارتفاع هرس از سطح زمین به عنوان ارتفاع مورد نظر مشخص می شود

هرس از ارتفاع متغیر:

شامل حذف کلیه شاخه های زیر نقاط متفاوت معینی بر روی ساقه می باشد. این نقاط ممکن است بر اساس نسبتی از ارتفاع  و یا محدوده قطر درخت تعیین گردند.

هرس انتخابی:

حذف تعدادی از شاخه ها موجود بصورت انتخابی جهت تصحیح شکل تاج پوشش و یا از بین بردن شاخه های مزاحم را هرس انتخابی می گویند.

هرس انتهایی(هرس سرشاخه ها):

این حالت عبارت است از هرس شاخه در یک نقطه به غیر از نقطه اتصال به ساقه. هرس انتهایی به منظور به تاخیر انداختن توسعه شاخه ها انجام می گیرد. مثل هرسی که در زراعت راهرویی صورت می گیرد.

 

هرس شاخه های سبز قدرت فتوسنتز را کاهش می دهد. جهت جبران:

  • واکنش درخت ممکن است تولید برگ های اضافی باشد
  • کارایی برگ های اضافی چند برابر شود. بنابراین تاثیر هرس به حداقل برسد.

درباره فرید ابراهیم زاده

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

کد امنیتی مقابل را وارد نمایید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

رفتن به بالا