علم اقتصاد Economics

علم اقتصاد Economics

تعریف و موضوع علم اقتصاد
اقتصاد در فارسی به معنای میانه‌روی و متعادل بودن دخل و خرج است و در اصطلاح، تعریف عموماً پذیرفته شده‌‌ای در میان اقتصاددانان وجود ندارد؛ زیرا تعاریف داده شده در درجه نخست از جامعیت لازم برخوردار نبوده و در ثانی با مسلم فرض کردن موضوعات، این تعاریف به دور باطلی از تعاریف جدید کشیده می‌شود؛ با این همه می‌توان گفت موضوع اقتصاد عبارت است از ثروت (کالاها، خدمات و منابع)، از حیث چگونگی تولید، توزیع و مصرف آن.

تاریخچه
واژه اقتصاد (Economics) از دو کلمه یونانی اویکوس (Oikos) به معنی خانه و نمین (Nemin) به معنای اداره کردن اخذ شده است و از نظر لغوی به معنی مدیریت خانه است.[۱]علم اقتصاد از زیر مجموعه‌های علوم اجتماعی است که با نوشتن کتاب ثروت و ملل آدام اسمیت (پدر علم اقتصاد) در سال ۱۷۷۶م به صورت علمی مستقل ارائه شد. به معنای وسیع کلمه، اقتصاد مطالعه در بهزیستی انسان دارد.[۲]

اقتصاد، علمی که دو قرن از عمر آن می گذرد، ترجمه کلمه اروپایی اکونومی (Economy) است که از نظر ریشه لغوی از دو کلمه یونانی ایکو (Oiko) یعنی خانه و نومو (Nomo) به معنای قانون تشکیل شده است. معنای دیگر ایکو، اموال و نومو، اداره است، بنابر این واژه اکونومی در یونان قدیم به معنای اداره امور اموال بوده است.
در قرن سوم و چهارم قبل از میلاد ارسطو و گزنفون 
Xenophon (۳۵۴-۳۴۰ پیش از میلاد) این لغت را با همین مفهوم به کار برده اند.
در یک تعریف کلی، اقتصاد علمی است که به مطالعه کاربرد و نحوه تخصیص بهینه منابع تولیدی محدود و کمیاب به منظور تامین بیشترین نیازهای نامحدود بشری می پردازد. در این تعریف، مفاهیم و اصطلا ح هایی وجود دارد که آشنایی با آن ها به درک بهتر ما از علم اقتصاد کمک می کند.
منظور از «منابع تولید» کلیه نهادهایی هستند که در تولید کالا ها و خدمات به کار می روند. در این راستا معمولا از عواملی چون نیروی کار، سرمایه، طبیعت و مدیریت به عنوان عوامل اصلی تولید در کنار فن آوری (تکنولوژی) و امنیت نام برده می شود.
بنابراین، معادن و سایر منابع طبیعی مانند زمین، ماهیان دریا، رودهای طبیعی، جنگل ها، آب دریاها و… به عنوان عامل طبیعت و کلیه تولیداتی که با کاربرد این منابع ساخته شده و درتولید کالا ها و خدمات به کار می روند، مانند ماشین آلا ت، ساختمان های مسکونی و غیر مسکونی، مواد ساخته شده نیمه تمام و… به عنوان عامل سرمایه محسوب می شوند. بدیهی است که پول نقد، سرمایه محسوب نمی شود و تنها یک وسیله مبادله و وسیله سنجش، پس انداز و اندوختن ارزش است.علم اقتصاد به عنوان یکی از شاخه های مهم علوم اجتماعی – علوم و دانش های دیگر بشری مانند حقوق، روان شناسی، جامعه شناسی، تاریخ، جغرافیا، علوم سیاسی، ریاضیات، آمار و… دارای روابط رو به گسترشی است. علم اقتصاد با علم حقوق دارای ارتباط نزدیکی می باشد، به طوری که در روابط اقتصادی، فردی و گروهی که مربوط به کار می شود، از حقوق کار یا در روابط مربوط به کسب و کار از حقوق تجارت استفاده می شود.


 نظریه های اقتصادی 


همانطور که نظریه های علمی در سایر علوم، به بررسی روابط علت و معلولی بین پدیده های مختلف در محدوده علم مورد نظر می پردازند، نظریه های اقتصادی نیز روابط علت و معلولی پدیده های اقتصادی را مورد بررسی قرار می دهند. با استفاده از نظریه های اقتصادی از یک طرف، انسان قادر به درک واقعیت های اقتصادی پیرامون خود می گردد و از طرف دیگر، انسان می تواند رخدادهای اقتصادی آینده را پیش بینی نماید. به عنوان مثال یک نظریه اقتصادی ممکن است بر این باور باشد که تغییر در حجم پول، عامل مهمی در تغییر نرخ تورم است. بنابراین، نظریه مزبور برای ما از یک طرف، زمینه شناخت یکی از پدیده های مهم اقتصادی، یعنی تورم را فراهم می نماید و از طرف دیگر، ما را قادر می سازد که با کنترل تغییر حجم پول، تغییرات مربوط به نرخ تورم را برای سال های آینده پیش بینی نماییم. به طور کلی،
نظریه های اقتصادی را می توانیم از دو دیدگاه متفاوت به صورت زیر تقسیم بندی کنیم:
 دیدگاه اول: از نظر بار ارزشی حاکم بر پدیده های اقتصادی:
در این دیدگاه نظریه های اقتصادی از نظر بار ارزشی حاکم بر پدیده های اقتصادی به دو دسته تقسیم می گردند


الف) اقتصاد هنجاری (ارزشی): 


اقتصاد هنجاری، شاخه ای از اقتصاد است که در رابطه با آنچه که باید باشد، بحث می کند. به عبارت دیگر اقتصاد هنجاری تحت تاثیر نظام ارزشی حاکم بر جامعه است. به عنوان مثال، در اقتصاد هنجاری، مجموعه پرسش هایی مانند: آیا برقراری نرخ بهره خوب است یا نه؟ و آیا دولت باید به فقرا یارانه پرداخت کند؟ و آیا دولت باید سیاست های مربوط به توزیع درآمد، کاهش نرخ بیکاری و کاهش نرخ تورم را سرلوحه کارش قرار دهد؟ و همچنین برای استقرار عدالت اقتصادی از چه ساز و کارهای اقتصادی باید بهره گرفت؟ مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. 


ب) اقتصاد اثباتی (مثبت): 


در اقتصاد اثباتی
، واقعیت های اقتصادی موجود، بدون توجه به بار ارزشی حاکم بر پدیده های اقتصادی مورد بررسی قرار می گیرند. به عبارت بهتر در اقتصاد اثباتی، آنچه که هست مورد توجه قرار دارد. به عنوان مثال، در اقتصاد اثباتی بررسی می شود که به شرط ثابت بودن سایر شرایط، اگر نرخ بهره افزایش یابد، میزان سرمایه گذاری در جامعه کاهش می یابد یا اینکه شرط لا زم حداکثر سود برای یک بنگاه اقتصادی در شرایط رقابتی، در سطحی از تولید رخ می دهد که هزینه نهایی با قیمت کالا در بازار، برابر باشد.
 : دیدگاه دوم: از نظر محدوده بررسی در این دیدگاه نیز نظریه هایاقتصادی به دو دسته زیر تقسیم می شوند



خرد الف) اقتصاد خرد (microeconemic):


اقتصاد ، آن دسته از نظریه های اقتصادی را شامل می شود که به بررسی رفتار و تصمیم گیری های واحدهای انفرادی و کوچک اقتصادی می پردازد.
اقتصاد خرد، مسائل اقتصادی را در محدوده کوچکی مطالعه می کند. به عنوان مثال اقتصاد خرد نحوه فعالیت های بازارها، تعیین عوامل افت، کارایی تولید، توزیع قیمت ها، تعادل حاصل از آن و همچنین انطباق مصرف با تولید را بررسی می کند.
در این راستا، چگونگی تعیین سطحی از تولید کالا ها و خدمات که سود یک بنگاه را در بازارهای مختلف حداکثر می سازد، یا نحوه قیمت گذاری کالا به وسیله یک بنگاه و همچنین بررسی رفتار مصرف کننده در تخصیص درآمد برای خرید سبدی از کالا ها و خدمات، به طوری که بتواند بیشترین رضایت خاطر را کسب نماید، از جمله مواردی هستند که در محدوده بررسی های اقتصاد خرد قرار می گیرند. تحلیل های اقتصاد خرد در ابعاد کوچک و فردی است که شامل دو جنبه نظری و عملی می شود. اقتصاد خرد روش بررسی و مطالعه به صورت پیش بینی تغییرات، تصمیم گیری و برنامه ریزی، بر پایه کمیت های جزئی بوده و شامل مجموعه نظریه های اقتصادی مبتنی بر ارتباطات فردی در گروه های کوچک است. روش تحلیل متداول در اقتصاد خرد، گاهی کیفی و مبتنی بر نمایش هندسی و گاهی کمی و ریاضی است. (
۱) 


ب) اقتصاد کلا ن (Macroeconomic):


اقتصاد کلا ن آن دسته از نظریه های اقتصادی را شامل می شود که به بررسی رفتار واحدهای بزرگ و متغیرهای کلی اقتصادی جامعه می پردازد. در این راستا متغیرهایی مانند تولید ناخالص ملی، تراز پرداخت های بین المللی، تورم، رکود، اشتغال کامل و… در اقتصاد کلا ن مورد بررسی قرار می گیرند. در اقتصاد کلا ن رفتارهای جمعی مطالعه می شود. موضوع اقتصاد کلا ن تجزیه و تحلیل رفتارها، روابط و پدیده های اقتصادی در سطح گروه ها، بخش های بزرگ و کلیه مباحثی است که در سطح کلا ن اقتصادی مطرح است. به اعتقاد اکثر اقتصاددانان خرد و کلا ن هر دو مسائل اقتصاد کل جامعه را مطالعه می کنند و تفاوت آنان به خاطر شیوه های تجزیه و تحلیل است. اقتصاد کلا ن مانند اقتصاد خرد دو جنبه نظری و عملی دارد و یک روش تجزیه و تحلیل پدیده ها و فعالیت های اقتصادی بر پایه کمیت های کلی است که مجموعه نظریه های اقتصادی بر اساس روابط میان افراد و گروه ها را در برمی گیرد.

اقتصاد خرد

بازارها

اقتصاددانان به مطالعه بازرگانی، تولید و تصمیمات مصرفی می‌پردازند، مانند چیزی که در یک بازار سنتی رخ می‌دهد.

در یک بازار مجازی، فروشنده و خریدار حضور ندارند بلکه بوسیله واسطه‌ها و اطلاعات الکترونیکی تجارت می‌کنند.

اقتصاد خرد شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به تحلیل بازیگران منفرد در یک بازار و نیز تحلیل ساختار بازار می‌پردازد. این شاخه با بازیگران خصوصی، عمومی و داخلی، بعنوان واحد پایه‌ای تقلیل ناپذیر، سروکار دارد. اقتصاد خرد به مطالعه این می‌پردازد که چگونه این بازیگران درون بازارهای منفرد (با فرض کمیابی واحدهای مبادله پذیر) و مقررات دولتی به تعامل با یکدیگر می‌پردازند. بازار ممکن است با یک محصول (مانند سیب، آلومینیوم و یا تلفن موبایل) سروکار داشته باشد و یا با خدمات مربوط به یکی از عوامل تولید (آجرچینی، چاپ کتاب و یا بسته بندی مواد غذایی). نظریه اقتصاد خرد، کل مقداری که توسط خریداران تقاضا شده و مقداری که توسط فروشندگان عرضه شده را درنظرمیگیرد و به مطالعه قیمتهای ممکن به ازای هر واحد عرضه و تقاضا می‌پردازد. اقتصاد خرد، تعامل پیچیده میان بازیگران بازار را هم در روند خرید و هم در روند فروش مطالعه می‌کند. این تئوری بر این باور است که بازارها می‌توانند به تعادل (به انگلیسیequilibrium) میان “کمیت تقاضا شده” و “کمیت عرضه شده” برسند.

اقتصاد خرد همچنین به بررسی ساختارهای مختلف بازار می‌پردازد. “رقابت کامل” (به انگلیسیperfect competition) ساختار بازاری را توصیف می‌کند که در آن هیچ شرکت کننده‌ای آن قدر بزرگ نیست که قادر به بدست آوردن قدرت بازاری برای تعیین قیمت یک محصول یکسان باشد. شیوه دیگر توضیح این امر این است که بگوییم یک بازار رقابتی کامل هنگامی بوجود می‌آید که در آن تمامی شرکت کنندگان “گیرندگان قیمت” هستند و هیچکدام از شرکت کنندگان نتواند بر قیمت محصولی که می‌خرد یا می‌فروشد تاثیر بگذارد. “رقابت ناکامل” به ساختار بازاری دلالت می‌کند که در آن شرایط رقابت کامل وجود نداشته باشد. اشکال رقابت ناکامل شامل: انحصار (به انگلیسیmonopoly) (که در آن برای یک کالا تنها یک فروشنده وجود دارد)، انحصار چندگانه (به انگلیسیoligopoly) (که در آن برای یک کالا تنها چند فروشنده بخصوص وجود دارند)، رقابت انحصاری (که در آن فروشندگان زیادی وجود دارند که کالاهای کاملاً مختلفی تولید می‌کنند)، انحصار خریدار (به انگلیسیmonopsony) (که در آن برای یک کالا تنها یک خریدار وجود دارد)، و انحصار چندگانه خریدار (به انگلیسیoligopsony) (که در آن برای یک کالا تنها چند خریدار بخصوص وجود دارند). برخلاف رقابت کامل، رقابت ناکامل به طور کلی بدین معنا است که قدرت در بازار بطور نامتساوی تقسیم شده است. شرکت‌ها در وضعیت رقابت ناکامل این قابلیت را دارند که “قیمت گذار” باشند که بدین معنی است که آنها با در اختیار گرفتن بهره بزرگی از قدرت بازار بصورت نامتناسب قادر شده‌اند که بر قیمت کالاهایی که تولید کرده‌اند تاثیر بگذارند.

اقتصاد خرد، بازارهای منفرد را با یک ساده‌سازی اقتصادی مطالعه می‌کند به این معنا که تصور می‌کند که فعالیت اقتصادی انجام شده در یک بازار بخصوص بر دیگر بازارها تاثیر نمی‌گذارد. این متد تحلیلی، “تعادل جزئی” (به انگلیسیpartial-equilibrium) (بین عرضه و تقاضا) نام دارد. این متد تحلیلی مجموع کل فعالیت‌های انجام شده در یک بازار را محاسبه می‌کند. تئوری تعادل عمومی (به انگلیسیgeneral-equilibrium) به مطالعه بازارهای مختلف و رفتار آنها می‌پردازد. این تئوری، مجموع کل تمامی فعالیتهای انجام گرفته در در تمامی بازارها را محاسبه می‌کند. این متد هم به مطالعه تغییرات در بازارها و هم به مطالعه تعامل میان آنها که رو به سوی تعادل دارد می‌پردازد.

تولید، هزینه و بهره‌وری

در اقتصاد خرد، تولید تبدیل نهاده‌ها (به انگلیسیinputs) به ستاده‌ها (به انگلیسیoutputs) است. این امر فرایندی اقتصادی است که که در آن نهاده‌ها برای ساختن یک کالا برای مبادله و یا استفاده مستقیم بکار برده می‌شوند. تولید یک جریان است و بنابراین میزان مشخصی از ستاده‌ها به ازای هر دوره‌ای از زمان در مقابل نهاده‌ها به دست می‌آید.

هزینه فرصت (به انگلیسیopportunity cost) به هزینه اقتصادی تولید ارجاع دارد: ارزش بهترین فرصت بعدی از دست رفته. انتخاب‌ها معمولاً باید بین اعمالی مورد علاقه و نیز مانعه الجمع (به این معنا که انتخاب یکی به معنای طرد دیگری است) انجام می‌شوند. این مساله، رابطه پایه‌ای میان کمیابی و انتخاب را نشان می‌دهد. هزینه فرصت یک عمل، عنصری است برای مطمئن شدن از اینکه منابع کمیاب بصورتی کارا مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند، بطوری که هزینه آن عمل در برابر ارزش اش سنجیده می‌شود. هزینه فرصت تنها به هزینه‌های پولی یا مالی مربوط نیست بلکه می‌توانند بوسیله ارزش واقعی تولید ازدست رفته، اوقات فراغت، و یا هر چیز دیگری که بهره‌ای جایگزین فراهم کند سنجیده شود.

نهاده‌هایی که در فرایند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند شامل عوامل پایه‌ای تولید مانند خدمات کاری، سرمایه (کالاهای تولید شده قابل دوام مثل یک کارخانه که در تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند)، و زمین (شامل منابع طبیعی) می‌شوند. دیگر نهاده‌ها ممکن است شامل کالاهای واسطه‌ای (به انگلیسیintermediate goods) هستند که در تولید کالاهای نهایی مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند فولاد در ساختن یک اتومبیل نو.

بهره‌وری اقتصادی (به انگلیسیeconomic efficiency) توصیف کننده این امر است که چگونه یک سیستم ستاده دلخواه اش را با وجود مجموعه‌ای از نهاده‌های موجود و نیز تکنولوژی در دسترس ایجاد می‌کند. بهره‌وری هنگامی بهبود می‌یابد که ستاده بیشتری بدون تغییر نهاده‌ها ایجاد شود، بعبارت دیگر، میزان اتلاف کاهش داده شده باشد. یک استاندارد کلی عموماً پذیرفته شده بهره‌وری پارتو (به انگلیسیPareto efficiency) است که هنگامی بدست می‌آید که دیگر هیچ تغییری نتواند بدون بدتر کردن اوضاع کسی، اوضاع فرد دیگری را بهبود بخشد. به دیگر سخن حد نهایی بهبود در سیستم حاصل شده باشد بطوری که نتوان بدون برهم زدن نظم قسمت دیگری از سیستم از آن فراتر رفت.

نمونه‌ای از نمودار PFF با نقاط نشانگر

حد امکان تولید (PFF) (به انگلیسیproduction-possibility frontier) یک نمودار توضیح دهنده برای نشان دادن کمیابی، هزینه و بهره‌وری است. در ساده ترین حالت یک اقتصاد تنها می‌تواند دو کالا تولید کند (مثلاً اسلحه و کره). PFF جدول یا نموداری است که ترکیب کمی متفاوت دو کالای قابل تولید را بر مبنای تکنولوژی موجود و کل نهاده‌ها که میزان ستاده محتمل را محدود می‌کنند، نشان می‌دهد. هر نقطه‌ای در منحنی مجموع ستاده بالقوه برای اقتصاد را نشان می‌دهد که حداکثر تولید امکان‌پذیر یک کالای مشخص است بر مبنای مقدار تولید امکان‌پذیر کالای دیگر.

کمیابی در نمودار به وسیله افرادی که مایل به مصرف فراتر از PFF (مانند نقطه X) هستند اما در مجموع نمی‌توانند و با شیب منفی منحنی نشان داده می‌شود.اگر تولید یک کالا در منحنی افزایش یابد، تولید کالای دیگر کاهش می‌یابد، یعنی رابطه‌ای معکوس میان آن‌ها وجود دارد. این مساله به خاطر این است که افزایش تولید یک کالا به انتقال نهاده‌ها از تولید کالایی دیگر و لاجرم کاهش تولید آن کالا بستگی دارد. نقطه D در قسمت شکم منحنی نشانگر تعادل بین تولید دو کالا است. این منحنی به اندازه‌گیری میزان این می‌پردازد که ازدیاد تولید یک کالا به هزینه چه میزان تولید کالای دیگر تمام می‌شود. بنابراین اگر تولید یک اسلحه بیشتر به معنای کاهش تولید ۱۰۰ عدد کره باشد، هزینه فرصت یک اسلحه برابر ۱۰۰ کره است. در PFF، کمیابی بر این دلالت دارد که انتخاب تولید یک کالا در مجموع به معنای سر کردن با میزان اندک تری از کالای دیگر همراه خواهد بود. اما هنوز در یک اقتصاد بازار، حرکت در طول منحنی می‌تواند نشانگر این باشد که انتخاب افزایش یک برون داد برای عوامل تولید کننده به هزینه‌های آن برتری دارد.

هر نقطه‌ای بر روی منحنی نشانگر بهره‌وری تولیدی در بیشینه ساختن برون داد به ازای کل درون داد موجود است. نقطه A در داخل منحنی، محتمل است اما نشانگر عدم بهره‌وری تولیدی (اتلاف درون دادها) می‌باشد که در آن برون داد هر یک یا هر دوی کالاها می‌تواند با حرکت به سوی شمال شرقی به نقطه‌ای بر روی منحنی تبدیل شود. مثالهای این قبیل عدم بهره‌وری شاملبیکاری در طول کسادی چرخه تجاری و یا سازمان دهی اقتصادی یک کشور که ناتوان از بهره‌برداری کامل از منابع خود است، هستند. بودن روی منحنی، اگر به معنای تولید ترکیبی از کالاهایی نباشد که مصرف کنندگان بر دیگر نقاط ترجیح می‌دهند نباشد هنوز ممکن است به معنای رسیدن به بهره‌وری تخصیصی (به انگلیسیallocative efficiency) (یا بهروه وری پارتو) نباشد.

بیشتر توجه اقتصاد کاربردی در سیاتگزاری عمومی بر تشخیص چگونگی بهبود بهره‌وری یک اقتصاد متمرکز است. تشخیص واقعیت کمیابی و سپس چاره اندیشی برای چگونگی ساز مان دهی جامعه برای بهره‌ور ترین شیوه استفاده از منابع بعنوان “ماهیت اقتصاد” تعریف شده است، جائی که اقتصاد نقش یکتایی را ایفا می‌کند.

اقتصاد کلان

اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می‌پردازد. حیطه بررسی اقتصاد جهانی را اقتصاد بین‌الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی، توازن تراز بازرگانی خارجی، رشد اقتصادی، اشتغال، تورم، مخارج و درآمدهای دولت، رکود اقتصادی، بحران اقتصادی، بیکاری، و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فقر و تبعیض به دلیل بررسی در سطح خانوار از مباحث اقتصاد خرد می‌باشد.

بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته‌است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده‌است که به تناقض پس‌اندازمشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه هم‌زمان پس‌انداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین می‌آید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر می‌شود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید می‌تواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تأثیرات متفاوتی نسبت به تأثیرات فردی آن دارد.

نمونه دیگر: اگر شرکتی یک یا چند تن از پرسنل خود را با ماشین‌آلات جایگزین نماید بی شک سود خواهد کرد و به نفع آن شرکت خواهد بود ولی اگر تمامی شرکتها به یکباره به این کار مبادرت ورزند بیکاری افزایش می‌یابد و موجب کاهش درآمد ملی و در نتیجه کاهش تقاضا برای تولیدات شرکتها شده و سود شرکتها را کاهش می‌دهد. از اینرو تأثیرات سطح کلان می‌تواند با تأثیرات در سطح خرد متضاد باشد.

کاردکردهای علم اقتصاد

مهمترین تعاریف ارائه شده علم اقتصاد در راستای موضوع آن (یعنی؛ ثروت از حیث چگونگی تولید، توزیع، و مصرف) قرار گرفته و هر کدام به جنبه‌ای از جنبه‌های فوق اشاره دارند؛ پس علم  اقتصاد:[۳] 
الف- بررسی می‌کند که چگونه قیمت نیروی کار، سرمایه و زمین در اقتصاد تعیین می‌شود و چگونه این قیمتها در اختصاص یافتن منابع در بهترین وضعیت بکار برده می‌شوند؛
ب- رفتار بازارهای مالی را برسی کرده و چگونگی تخصیص سرمایه به کل اقتصاد توسط این بازارها را تحلیل می‌نماید؛
ج- توزیع درآمد را بررسی می‌کند و راههای کمک به مردم فقیر بدون صدمه رساندن به عملکرد اقتصادی را پیشنهاد می‌دهد؛
د- نگاهی به مخارج دولت، مالیاتها و کسری بودجه به رشد اقتصادی دارد.
هـ نوسانات بیکاری و تولید را که موجب حرفه تجاری می‌شوند را مورد مطالعه قرار داده و سیاستهای اقتصادی دولت را جهت بهبود رشد اقتصادی تدوین می‌کند؛
و- الگوی تجارت بین‌المللی را بررسی کرده و آثار محدودیتهای تجارت را تجزیه و تحلیل می‌نماید؛
ز- نگاهی به رشد کشورهای در حال توسعه و راههای تشویق به استفاده بهینه از منابع را پیشنهاد می‌کند.
نکته اصلی این تعاریف این است که به قول ساموئلسن اقتصاددان بزرگ جهان، تعریف علم اقتصاد به گونه‌ای است که اگر محققی یک ساعت در گوشۀ کتابخانه‌ای مجهز، به مطالعه اقتصاد بپردازد می‌تواند صورت این تعاریف را در یک ساعت به چند برابر افزایش بدهد.[۴] نقطه مشترک تعاریف علم اقتصاد را می‌توان در یک جمله به صورت زیر بیان نمود:
« علم اقتصاد مطالعه چگونگی استفاده از منابع کمیاب جامعه به منظور تولید کالاهای با ارزش و توزیع بین افراد مختلف است.»[۵] به عبارت بهتر، بررسی روشهای مختلف با هدف به کار بردن منابع کمیاب و محدود جامعه برای تولید انواع کالاها و خدمات در جامعه به منظور ارضاء و تامین هر چه بیشتر و بهتر خواسته‌ها و نیازهای نامحدود افراد جامعه در علم  اقتصاد صورت می‌گیرد.[۶] از تعاریف اقتصاددانان می‌توان دو نکته استخراج کرد:
۱٫   کالاها دارای محدودیت و کمیابی هستند؛
۲٫   جامعه باید از منابع کمیاب خود به گونه‌ای استفاده کند که کارآمد باشد.
جوهر اقتصاد، آگاهی به واقعیت کمیابی است، پس باید کمیابی را شناخت و به عنوان مثال متوجه شد که برای تک تک افراد جهان الماس وجود ندارد و باید با توجه به وجود کمیابی جامعه را در مسیری راند که کارآترین استفاده از منابع را داشته باشد.[۷]
به هر حال همانطور که نمی‌توان مرز مشخصی در تعریف دیگر علوم اجتماعی چون جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، مردم‌شناسی و جغرافیا ارائه داد، نادرست خواهد بود که یک چهارچوب مشخصی در تعریف علم اقتصاد ارائه داد.
 

کاربرد ریاضی در علم  اقتصاد

در حال حاضر با کاربرد ریاضی در اقتصاد این علم به عنوان یکی از رشته‌هایی که در آن پیشرفتهای زیادی صورت گرفته شناخته شده است؛ اما هنوز در مورد اینکه اقتصاد یک علم است یا هنر اختلاف عقیده زیادی بین محققین وجود دارد. هیکس معتقد است که اقتصاد در حاشیه علوم قرار دارد زمانیکه از مفاهیم ریاضی جهت عملکرد اقتصاد استفاده شود به صورت یک علم ظاهر می‌شود و زمانیکه سعی دارد با استفاده از فلسفه و منطق مسائل اقتصادی را توجیه کند، به صورت یک هنر ظاهر می‌شود؛ البته در زمان فعلی استفاه بی‌حد و حصر از ریاضی در مسائل اقتصاد موجب شکاف عمیقی بین اقتصاد و دیگر علوم اجتماعی شده است در حالیکه  در عمل جزء علوم اجتماعی محسوب می‌شود.[۸] برخی از اندیشمندان نیز استفاده از ریاضی را در علم اقتصاد یک نقص شمرده و معتقدند مسائل اجتماعی و از جمله اقتصاد را نمی‌توان شبیه مسائل مهندسی محسوب کرد.

زیر شاخه‌های علم اقتصاد

مکاتب اقتصادی

Economics Diagram.svg

 

منابع :

۱] . فدیر، لوییس؛ خود آموز اقتصاد، فیروزه خلعت بری مترجم، تهران، شباویز، ۷۳، چاپ چهارم، ص ۸٫
[۲] . قدیری اصل، باقر؛ کلیات علم اقتصاد، تهران، سپهر، ۷۲، ص ۱۹٫
[۳] . ساموئلسن، هاوس نورد؛ اصول علم اقتصاد، محمد خان، مرتضی (مترجم)، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۸۴، ص ۶٫
[۴] . قدیری اصلی، باقر؛ کلیات علم اقتصاد، تهران، سپهر، ۷۲، ص ۲۰٫
[۵] . اصول علم اقتصاد، ص ۶٫
[۶] . نخعی اغمیونی، منیژه و نجار زاده، رضا؛ واژه‌های کلیدی اقتصاد خرد و کلان، تهران، شرکت نشر و چاپ بازرگانی وابسته به مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، ۸۲، ص ۹۲٫
[۷] . اصول علم اقتصاد، ص ۷٫
[۸] . قره باغیان، مرتضی؛ فرهنگ اقتصاد و بازرگانی، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۷۶، چاپ دوم، ص ۲۲۸٫

 

 

درباره سید امین خسروی

من سید امین خسروی دانش آموخته مهندسی آبخیزداری از دانشگاه ارومیه هستم و این تارنما رو جهت فراهم آوردن مرجعی برای دانشجویان رشته های منابع طبیعی و محیط زیست و کشاورزی با تاکید بر رشته های مرتع و آبخیزداری و جنگلداری برپاکردم. خوشحال میشم با ارائه نظراتتون و لینک ادرس ما در وبلاگ وسایتتون و ارسال پاورپوینت و تحقیقات کلاسیتون به ایمیل ما ،مارو در هر چه بهتر شدن سایت یاری کنید. ادرس ایمیل سایت: aminkhosravi1471@gmail.com

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

کد امنیتی مقابل را وارد نمایید * Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

رفتن به بالا